X
تبلیغات
(( بامزه بیا تو )) - جک

(( بامزه بیا تو ))

این وبلاگ جهت شاد کردن شما طراحی شده! بله شما مخاطب عزیز!

بچه دار شدن آرايشگر

در شهري در آمريكا، آرايشگري زندگي مي‌كرد كه سالها بچه‌دار نمي‌شد. او نذر كرد كه اگر بچه‌دار شود، تا يك ماه سر همه مشتريان را به رايگان اصلاح كند. بالاخره خدا خواست و او بچه‌دار شد!
روز اول يك شيريني فروش وارد مغازه شد. پس از پايان كار، هنگامي كه قناد
خواست پول بدهد،آرايشگر ماجرا را به او گفت. فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازه‌اش را باز كند، يك جعبه بزرگ شيريني و يك كارت تبريك و تشكر از طرف قناد دم در بود.
روز دوم يك گل فروش به او مراجعه كرد و هنگامي كه خواست حساب كند،
آرايشگر ماجرا را به او گفت. فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازه‌اش را باز كند، يك دسته گل بزرگ و يك كارت تبريك و تشكر از طرف گل فروش دم در بود.روز سوم يك مهندس ايراني به او مراجعه كرد. در پايان آرايشگر ماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع كرد.حدس بزنيد فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازه‌اش را باز كند، با چه منظره‌اي روبرو شد؟ فكركنيد. شما هم يك ايراني هستيد.

.

.

.

.

چهل تا ايراني، همه سوار برآخرين مدل ماشين، دم درسلماني صف كشيده بودند و غر مي‌زدند كه پس چرا اين مردك حمال الاغ مغازه‌اش راباز نميكنه....

+ نوشته شده در  یکشنبه 1392/08/26ساعت 17:15  توسط داش علی   | 

زرشک!!!

میگن ﻳﻪ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ زرشک ﻣﺴﺌﻮﻝ

رﺳﻴﺪﮔﻲ ﺑﻪ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎی ﻣﺎ ﺍﻳﺮﺍﻧﻴﺎﺱ!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1392/03/08ساعت 0:6  توسط داش علی   | 

جک

ﺩﻳﺪﻳﺪ این دخترایی که تا قبل عقد اسمشون آرمیتا بوده. بعد وقتی دارن قند میسابن رو سرشون و خطبه خونده میشه، یهو میبینی عاقد میگه : دوشیزه "خدیجه قره قوزلوی جادوغ آبادیِ اصل"، آیا من وکیلم؟
 
يارو 95 سال عمر کرده بعد که ميميره مينويسن: به ديدار حق شتافت !! خو اين کجا شتافته ؟!!! اينو که به زور بردن اون دنيا
 
یه ضرب المثل شیرازی هست که میگه اگر شما به وسیله ای نیاز دارید و آن وسیله از شما دور است،،،،شما دیگر به آن وسیله نیاز ندارید
 
بزرگی میگفت: اگر پدرت ثروتمند نباشه تو مقصر نیستی!!! اما اگر پدر زنت ثروتمند نباشه خودت مقصری

+ نوشته شده در  شنبه 1392/02/14ساعت 23:33  توسط داش علی   | 

زن ذلیل

شیـر و رفقـاش نشسته بودن و خوش میگذروندن.....
بین صحبت شیره نگاهی به ساعتش میندازه و میگه:
"آُه! اُه! ساعت 11 شده! باید برم! خانم خونه منتظره!"
گاوه پوزخندی میزنه و میگه: "زن ذلیلو نیگا ! ادعاتم میشه سلطان جنگلی!"
شیر لبخند تلخی میزنه و میگه:
"توی خونه یه شیـــر منتظرمه ! نه یـه گاوی مثـل تــو !!!!"
بسلامتی همه شیــــر صفت ها

+ نوشته شده در  سه شنبه 1391/11/24ساعت 20:10  توسط داش علی   | 

پ ن پ - قسمت 1

*به دخترعموم که ۵ سالشه میگم: دخترا موشن مثه خرگوشن میگه پ ن پ همه مثل شما پسرا گاو گوساله ایم اصلا یه وضعی شده به خدا!

 *دوستم میگه با گوشی برم اینترنت از شارژم کم میشه؟میگم پ ن پ از صندوق ذخیره سازمان اوپک کم میشه!
 
*میخوایم بریم خونه جدیدمون، مامانم میگه این همه اثاثو باید با کامیون ببریم؟! میگم: پ ن پ راست کلیک کن، کات شون کن، برو تو خونه جدیده پیست کن!
 
*به دوستم اس ام اس زدم میگم کلاس تشکیل نمیشه. جواب داده یعنی استاد نیومده؟ میگم پ ن پ رفته قایم شده همه دارن دنبالش میگردن.
 
*با دوستم رفتیم خرید. برگشتیم دیدیم ماشینش نیست میگه: دزدیدنش میگم پ ن پ خسته شده بود از بس منتظر ما وایساد. اس ام اس داد گفت من میرم خودتون بیاین!
 
*لباس خریدم. کارت عابرمو گذاشتم رو میز میگم ۲۰۱۵٫ میگه رمز کارتته؟ میگم پ ن پ تلفنمه. دادم مزاحم بشی.
 
*تو اتوبان گشت نامحسوس یه ماشینو گرفته بود. راننده ماشینه به پلیسه میگه می خوای جریمم کنی؟ پلیسه میگه: پ ن پ با دوتا همکارام می خواستیم منچ بازی کنیم یه یار کم داشتیم گفتیم مزاحم شما بشیم.
 
*نصف شب ماشین خاموش شده زنگ زدم میگم بابا باطری ماشین تموم کرده روشن نمیشه. میگه یعنی خالی شده؟پ ن پ واقعا تموم کرده دارم میبرم خاکش کنم گفتم ببینم تو هم میای؟
 
*به پسرخاله ام می گم تب کردم میگه؛ مریض شدی؟ می گم پ ن پ دمای بدنمو بردم بالا ببینم فنش کار میفته یا نه.
 
*یارو  میره سرد خونه میگه: بی زحمت جسد پدر بزرگمو تحویل بدین . میگن: می خوای خاکش کنی؟ پ ن پ میخواهم تا گارانتیش تموم نشده ببرم عوضش کنم.
 
*رفتم پیژامه از کمد برداشتم پوشیدم بابام میگه از تو کمد برداشتی؟پ ن پ گذاشته بودم تو یخچال تابستونیه پیژامه تگری بپوشم خنک شم.
 
*داشتم می رفتم طرف ماشینم یهو دیدم افسره داره یه چیزی می نویسه! گفتم: داری جریمه ام می کنی؟پ ن پ دارم اسمتو پشت کارت دعوت عروسیم می نویسم. میای؟
 
*رفتم فروشگاه میگم سیخ داری؟ میگه برا کباب؟ پ ن پ برا خاروندن دیافراگمم از تو دهنم می خوام.
 
*خوابیدم تو آفتاب دوستم اومده میگه داری آفتاب می گیری؟پ ن پ دارم فتوسنتز می کنم!!
 
*دارم میرم به ماهیه غذا بدم، میگه می خوای بهش غذا بدی؟ پ ن پ بهش پول میدم هرچی خواست بخره.
 
*تصادف کردم تو جاده ماشینم تا نصف عقبش رفته زیر تریلی ۱۸ چرخ. اعصابم خورده. یارو می بینه این صحنه رو بهم میگه تصادف شده؟! گفتم پ ن پ مسابقه فوتباله مردم جمع شدن از رادیو ماشین دارن گوش میدن! ماشینو گذاشتن زیر تریلی هیجانش بیشتر شه!!
 
*به فروشنده می گم آقا پایه گیتار می خوام. میگه برای گیتار؟پ ن پ میخوام پایه باشه آخر هفته ها با هم بریم دربند!
 
*رفتم lcd بخرم می گم چند؟میگه قیمتش؟پ ن پ سایز کمرش که تو خونه شلوار پاش کنم.
 
*دارم تند تند تایپ می کنم داداشم اومده میگه داری تایپ می کنی؟میگم: پ ن پ کیبوردم خسته شده دارم ماساژش می دم.
 
*یکی از این سوسک کوچیکا از جلو پام رد شده یه دستمال از جیبم درآوردم… دوستم میگه می خوای بکشیش؟پ ن پ آبریزش بینی داره می خوام نریزه رو قالی.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1391/02/21ساعت 22:24  توسط داش علی   | 

نحوه استفاده از کارتهای عابر بانک توسط آقایان و خانمهای عزیز

آقایون چطور از عابر بانک پول می گیرند ؟

۱- با ماشین میرن سراغ بانک، پارک میکنن، میرن دم دستگاه عابر بانک

۲- کارت رو داخل دستگاه میذارن

۳- کد رمز رو میزنن و مبلغ درخواستی رو وارد میکنن
 
۴- پول و کارت رو میگیرن و میرن
 
 

خانمها چطور از عابر بانک پول می گیرند ؟

۱- با ماشین میرن دم بانک

۲- توی آینه آرایششون رو چک میکنن

۳- به خودشون عطر میزنن

۴-  موهاشون رو چک میکنن

۵- توی پارک کردن ماشین مشکل پیدا میکنن

۶- توی پارک کردن ماشین خیلی مشکل پیدا میکنن

۷- بلاخره ماشین رو پارک میکنن و میرن دم دستگاه عابر بانک

۸- توی کیفشون دنبال کارتشون میگردن

۹- کارت رو داخل دستگاه میذارن، کارت توسط ماشین پذیرفته نمیشه

۱۰- کارت تلفن رو میندازن توی کیفشون

۱۱- دنبال کارت عابر بانکشون میگردن

۱۲- کارت رو وارد دستگاه میکنن

۱۳- توی کیفشون دنبال تیکه کاغذی که کد رمز رو روش یادداشت کردن میگردن

۱۴- کد رمز رو وارد میکنن

۱۵- دو دقیقه قسمت راهنمای دستگاه رو میخونن

۱۶- کنسل میکنن

۱۷- دوباره کد رمز رو میزنن

۱۸- کنسل میکنن
 
۱۹- به همسرشون زنگ میزنن که طریقة وارد کردن کد صحیح رو براشون بگه
 
۲۰- مبلغ درخواستی رو میزنن
 
۲۱- دستگاه ارور میده
 
۲۲- مبلغ بیشتری رو درخواست میکنن

۲۳- دستگاه ارور میده

۲۴- بیشترین مبلغ ممکن رو درخواست میکنن

۲۵- انگشتاشون رو برای شانس روی هم میذارن

۲۶- پول رو میگیرن

۲۷- برمیگردن به ماشین

۲۸- آرایششون رو توی آینه چک میکنن

۲۹- توی کیفشون دنبال سویچ ماشین میگردن

۳۰- استارت میزنن

۳۱- پنجاه متر میرن جلو

۳۲- ماشین رو نگه میدارن

۳۳- دوباره برمیگردن جلوی بانک

۳۴- از ماشین پیاده میشن

۳۵- کارتشون رو از توی دستگاه عابر بانک برمیدارن

۳۶- سوار ماشین میشن

۳۷- کارت رو پرت میکنن روی صندلی کنار راننده

۳۸- آرایششون رو توی آینه چک میکنن

۳۹-  نگاهی به موهاشون میندازن

۴۰- راه میفتن و میندازن توی خیابون اشتباه

۴۱- برمیگردن

۴۲- میندازن توی خیابون درست

۴۳- پنج کیلومتر میرن جلو

۴۴- ترمز دستی رو آزاد میکنن (میگم چرا انقدر یواش میره ها!)

۴۵- به حرکت ادامه میدن  
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/11/05ساعت 0:12  توسط داش علی   | 

3 زن

سه زن انگلیسی ، فرانسوی و لر با هم قرار میذارن که اعتصاب کنن و دیگه
توی خونه کار نکنن و بعد از یک هفته نتیجه کار رو به همدیگه بگن
زن فرانسوی گفت:
به شوهرم گفتم که من دیگه خسته شدم بنابراین نه نظافت منزل، نه آشپزی، نه
اتو و خلاصه از اینجور کارا دیگه بریدم. خودت یه فکری بکن من که دیگه
نیستم یعنی بریدم.
روز بعد خبری نشد،
روز بعدش هم همینطور
روز سوم اوضاع عوض شد،
شوهرم صبحانه را درست کرده بود و آورد تو رختخواب.
من هم هنوز خواب بودم وقتی بیدار شدم رفته بود.

زن انگلیسی گفت:
من هم مثل فرانسوی همونا رو گفتم و رفتم کنار.
روز اول و دوم خبری نشد
ولی روز سوم دیدم شوهرم لیست خرید رو کاملا تهیه کرده بود، خونه رو تمیز
کرد و گفت کاری نداری عزیزم و بعدشم منو بوسید و رفت.

زن لره گفت:
من هم عین شما همونا رو به شوهرم گفتم.
روز اول چیزی ندیدم
روز دوم چیزی ندیدم
روز سوم چیزی ندیدم
شکر خدا روز چهارم
یه کمی تونستم با چشم چپم ببینم !!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/10/07ساعت 23:20  توسط داش علی   | 

جک

یکی لکنت زبان داشته ،
زنگ میزنه اورژانس که بیاد جنازه همسیاشونو که مرده ببره ،...
میگه ،اااالو اااوورجانس ،این ههههمسایمون ممممرده یه آمبولانس بفرستین ،طرف میگه آدرستون؟! ،
یارو تا میاد آدرسو بگه زبونش بند میاد میگه ظظظظظ،طرف میگه ظفر منظورته ،
میگه ننننننننه،طرف فکر میکنه سرکاره قطع میکنه ،
 
۲هفته بعد همین اتفاق میوفته بازم طرف میگه آدرستون،
باز زبونه یارو بند میاد میگه ظظظظ،
طرف میگه ظفر،میگه ننننه ...، باز مامور اورژانس فکر میکنه سرکاره قطع میکنه
 
۳ ماه رد میشه،باز طرف زنگ میزنه میگه اااااووووورژانس،
این هههمسایمون ممممرده محلللمون بوی گه گگگرفته یه آمبولانس بببفرستین ،
طرف میگه آدرستون؟!
باز زبونه یارو بند میاد میگه ظظظظ، از اونور میگن آقا منظورت ظفر، طرف میگه آآآآآره بببیناموس کککشوندم آوردمش ظفرببببیا بببرش!
+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/07/26ساعت 20:28  توسط داش علی   | 

چند سئوال كليدي خانومهاي محترمه به همراه جواب آن !!!

  1. چرا روان درمانی مردها کمتر از زنها طول میکشه؟ معمولا” باید در روان درمانی به دوران کودکی بازگشت و مردها همیشه در همون دوران به سر می برند.
  2. چرا مردها از زنهای خوشگل بیشتر از زنهای باهوش خوششون میاد؟چون قدرت چشمهاشون بیشتر از قدرت مغزشون .
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/29ساعت 10:49  توسط داش علی   | 

گپ عاشقانه یک زن و مرد مجنون عاشق !!!

زن: عزيزم... اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟

مرد: عزيزم! چرا اين سوالو مي پرسي؟ اين سوال منو نگران مي کنه!

زن: آيا دوباره ازدواج مي کني؟

مرد: البته که نه عزيزم!

زن: مگه دوست نداري متاهل باشي؟

مرد: معلومه که دوست دارم!

زن:پس چرا دوباره ازدواج نمي کني؟

مرد: خيلي خب! اگر تو اینطوری میخوای ازدواج مي کنم!

زن (با لحن رنجيده): پس ازدواج مي کني؟

مرد: بله!

زن (بعد از مدتي سکوت): آيا باهاش توي همين خونه زندگي مي کني؟

مرد: خب بله! فکر کنم همين کار رو بکنم!

زن (با ناراحتي): بهش اجازه ميدي لباسهاي منو بپوشه؟

مرد: اگه اينطور بخواد خب بله!

زن (با سردي): واقعا“؟ لابد عکسهاي منو هم مي کني و عکسهاي اونو به ديوار مي زني!

مرد: بله! اين کار به نظرم کار درستي مياد!

زن (در حالي که اين پا و اون پا مي کنه): پس اينطور... حتما“ بهش اجازه ميدي بجای من هر شب دست چپتو بغل کنه تا خوابش ببره !

مرد: البته که نه عزيزم!

زن: چراااااااااااااااااااااااا !!!

مرد: چون اون چپ دسته.!!!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/22ساعت 13:8  توسط داش علی   | 

خوش شانسي !!!

یک خانم و یک آقا که سوار قطاری به مقصدی خیلی دور شده بودند ، بعد از حرکت قطار متوجه شدند که در این کوپه درجه یک که تختخواب دار هم میباشد ، با هم تنها هستند و هیچ مسافر  دیگری وارد کوپه نخواهد شد . ساعتها سفر در سکوت محض گذشت و مرد مشغول مطالعه و زن مشغول بافتن بافتنی بود . شب که وقت خواب رسید خانم تخت طبقه بالا و آقا تخت طبقه پایین را اشغال کردند . اما مدتی نگذشته بود که خانم از طبقه بالا ، دولا شد و آقا را صدا زد و گفت :

ببخشید !  میشه یه لطفی در حق من بفرمایید؟

مرد: خواهش میکنم!

زن: من خیلی سردمه . میشه از مهماندار قطار برای من یک پتوی اضافی بگیرید؟

مرد:من یه پیشنهاد دارم.!؟

زن: چه پیشنهادی؟

مرد: فقط برای همین امشب ، تصور کنیم که زن و شوهر هستیم !!!!

زن ریزخندی کرد و با شیطنت گفت : چه اشکال داره ، موافقم !

مرد:قبول؟

زن: قبول !!!!

مرد: خب ، حالا مثل بچه آدم خودت پاشو ، برو از مهموندار پتو بگیر . من خوابم میآد . دیگه هم مزاحم من نشو...!!!

+ نوشته شده در  شنبه 1388/09/14ساعت 17:50  توسط داش علی   | 

50 نوشته پشت تریلی

  1. آب رادياتور ماشين بخور محتاج نامردان نباش!
  2. آدم ديوانه را بنگي بس است                       خانه پرشيشه را سنگي بس است!
  3. اتوبوس من غصه نخور ، منم يه روز بزرگ ميشم ! ( ژيان )
  4. اگر از عشقت نکنم گريه و زاري                     به جهنم که مرا دوست نداري !
  5. اگه الله کند ياري                                        چه اف باشد چه سوسماري !
  6. اگر خواهي بميري بي بهانه                          بخور ماست و خيار و هندوانه !
  7. التماس2A !
  8. اي بلبل اگر نالي من با تو هم آوازم                تو عشق گل داري،من عشق گل اندامي !
  9. اي روزگار                                                   با ما شدي ناسازگار!
  10. بپر بالا که گيرت نمياد !
  11. باغبان در را مبند من مرد گلچين نيستم          من خودم گل دارم و محتاج يک گل نيستم!
  12. بحث30يا30 ممنوع !
  13. بخور و بخواب کارمه                                     الله نگهدارمه!
  14. به مادرت رحم کن کوچولو !  نوکرتم ننه!
  15. بهتر ازمن چه کسي                                    جواب :به تو چه فضولي ؟
  16. تا جام اجل نکردم نوش                                هرگز نکنم تو را فراموش !
  17. تا سگ نشوي کوچه و بازار نگردي                  تا کوچه و بازار نگردي نشوي گرگ بيابان!
  18. تاکسي نارنجي                                          از من نرنجي!
  19. تجربه نام مستعاري است که بر خطاهاي خود ميگذاريم!
  20. جرم به دنيا آمدن    ‹‹‌ شهرت =پشيمان -- نشاني=بي نشان ››!
  21. جون من داداش                                           يه خورده يواش!
  22. جهان باشد دبستان و همه مردم دبستاني       چرا بايد شود طفلي ز روز امتحان غافل؟!!
  23. داداش مرگ من يواش                                   امان از دست گلگير ساز و نقاش!
  24. دختر ار بهر عفت ميکند چادر به سر                 نامه را از زير چادر ميدهد دست پسر!
  25. درخت مکر زن صد ريشه دارد                          فلک از دست زن انديشه دارد!
  26. در طواف شمع ميگفت اين سخن پروانه اي        سر پيچ سبقت نگير جانا مگر ديوانه اي!
  27. دلبرا دل به تو دادم که به من دل بدهي             دل ندادم که به من ساندوچ و دلمه دهي!
  28. دلبري دارم چو مار عينکي                             خوشگل و زيبا ولي کم پولکي!
  29. دنبالم نيا آواره ميشي!
  30. دنيا همه هيچ و اهل دنيا همه هيچ                 اي هيچ تر از هيچ تو بر هيچ مپيچ!
  31. دو دو تا هفتا کي به کيه!
  32. حالا که خر تو خره ماهم پيرايدم ( ژيان ) !!
  33. رخش بي قرار!
  34. رقيف بي کلک مادر!
  35. رنج گل بلبل کشيد و برگ گل را باد برد            رنج دختر مادر کشيد و لذتش داماد برد!
  36. رود ميرود اما ريگذارش ميماند !
  37. زندگي بدون عشق مثل ساندوچ بدون نوشابه هست!
  38. زندگي بدون عشق مانند شلوار بدون کش هست!
  39. «zoor nazan farsi neveshtam»
  40. ژيان عشقت مرا بيچاره بنمود                         ز شهر و خانه ام آواره بنمود!
  41. سر پاييني نوکرتم                                         سر بالايي شرمندتم ( ژيان )
  42. شب و روز رانندگي در جاده ها کار من است      از خطر باکي ندارم جون خدا يار من است!
  43. شکربترازوي وزارت برکش(اينو برعکس هم بخوني همين ميشه)  شو همره بلبل بلب هر مهوش!
  44. عشق ميکروبي است که از راه چشم وارد ميشود و قلب را عاشق ميکند!
  45. قربان وجودي که وجودم ز وجودش بوجود آمده است!
  46. کوه از بالا نشيني رتبه اي پيدا نکرد                  جاده از افتادگي از کوه بالا ميرود!
  47. گاز دادن نشد مردي                                       عشق آن است که بر گردي!
  48. گدايان بهر روزي طفل خود را کور ميخواهند         طبيبان  جملگي  خلق  را  رنجور  ميخواهند!
    تمام  مرده  شويان  راضيند  بر  مردن  مردم         بنازم مطربان را که خلق را مسرور ميخواهند!
  49. گلگيرم ولي گل نميگيرم!
  50. يه بار پريدي موتوري دو بارپريدي موتوري آخر مي افتي موتوري!
+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/23ساعت 17:6  توسط داش علی   | 

گرفتن فال یه پسر برای پیدا کردن دختر مورد علاقش

نیت

خدایا خودت یه دختری نصیبم کن که :

  1. نجیب و پاک باشه
  2. دوست پسر نداشته باشه
  3. به یک پسر قانع باشه
  4. دروغ نگه و راستگو باشه
  5. خوشگل و دوست داشتنی باشه
  6. بخاطر سرکیسه کردنم باهام نباشه
  7. بخاطر موقعیت و شرایطم پیشم نمونه
  8. دوست داشتنش واقعی باشه
  9. احساس ، معرفت و عشق واقعی داشته باشه
  10. بی جنبه و بی ظرفیت نباشه و...

 جواب فال :

آرزوتو ببر به گور ...

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/23ساعت 16:45  توسط داش علی   | 

تفاوت پسرها و دختر خانمها در نحوه استفاده از ATM بانکها

پسرها

۱- با ماشين ميرن به سمت بانك ، پارك ميكنن ، ميرن دم دستگاه عابر بانك .
۲- كارت رو داخل دستگاه ميگذارن .
۳- كد رمز رو ميزنن ، مبلغ درخواستي رو وارد ميكنن .
۴- پول و كارت رو ميگيرن و ميرن پی کارشون .

دخترها

۱- با ماشين ميرن دم بانك .
۲- در آينه آرايششون رو چك ميكنن .
۳- به خودشون عطر ميزنن .
۴- احتمالاً موهاشون رو هم چك ميكنن .
۵- در پارك كردن ماشين مشكل پيدا ميكنن .
۶- در پارك كردن ماشين خيلي مشكل پيدا ميكنن .
۷- بلاخره ماشين رو با هزار زحمت و به کمک مردم پارك ميكنن .
۸- توي كيفشون دنبال كارتشون ميگردن .
۹- كارت رو داخل دستگاه ميگذارن ، كارت توسط ماشين پذيرفته نميشه .!!!
۱۰- كارت تلفن رو با عصبانیت ميندازن توي كيفشون .
۱۱- دنبال كارت عابربانكشون ميگردن .
۱۲- كارت رو وارد دستگاه ميكنن .
۱۳- توي كيفشون دنبال تيكه كاغذي كه كد رمز رو روش ياداشت كردن ميگردن .
۱۴- كد رمز رو وارد ميكنن .
۱۵- ۲دقيقه قسمت راهنماي دستگاه رو ميخونن .
۱۶- كنسل ميكنن .
۱۷- دوباره كد رمز رو ميزنن .
۱۸- كنسل ميكنن .
۱۹- با موبايل به دوست پسرشون زنگ ميزنن كه عدد رمز رو يادش بندازه .( احتمالا تاريخ تولد دوست پسر قبليشو ميزده !!! )
۲۰- مبلغ درخواستي رو ميزنن .
۲۱- دستگاه پيام (خطا ) ميده .
۲۲- مبلغ بيشتري رو درخواست ميكنن .
۲۳- دستگاه باز (خطا ) ميده .
۲۴- بيشترين مبلغ ممكنه رو در خواست ميكنن .
۲۵- انگشتاشون رو براي شانس رو هم ميذارن .
۲۶- پول رو ميگيرن .
۲۷- برميگردن به ماشين .
۲۸- آرايششون رو توي آينه عقب چك ميكنن .
۲۹- توي كيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن .
۳۰- استارت ميزنن .
۳۱- پنجاه متر ميرن جلو .
۳۲- ماشين رو نگه ميدارن .
۳۳- دوباره برميگردن جلوي بانك .
۳۴- از ماشين پياده ميشن .
۳۵- كارتشون رو از دستگاه عابر بانك بر ميدارن. " حواس نمي‌ذارن واسه آدم ! "
۳۶- سوار ماشين ميشن .
۳۷- كارت رو پرت ميكنن روي صندلي كنار راننده .
۳۸- آرايششون رو توي آينه چك ميكنن .
۳۹- احتمالاً يه نگاهي هم به موهاشون ميندازن .
۴۰- ميندازن توي خيابون اشتباه . پنج كيلومتر ميرن جلو
۴۱- ترمز دستي رو آزاد ميكنن ( ميگم چرا انقدر يواش ميره ها ! ) .
۴۲- به حركت ادامه ميدن .

بنازم به این همه توانمندی و استعداد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/03/14ساعت 17:18  توسط داش علی   | 

اگه دو تا مرد طالب يه زن باشند ... ؟!؟

 اگه دو تا مرد طالب يه زن باشند توي مملکتهاي مختلف چي به سر اين سه نفر مياد ؟

توي ژاپن: جوان اولي از عشق جوان دومي نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه و خودکشي مي کنه جوان دومي هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگين ميشه که خودکشي ميکنه بعدش براي دختر ژاپني هم چاره اي جز خودکشي نيست .

توي اسپانيا: مرد اولي توي دوئل ، مرد دومي رو از پاي در مياره و با زن محبوبش به آمريکاي جنوبي فرار مي کنن .

توي انگلستان: دو تا عاشق با کمال خونسردي حل قضيه رو به يه شرط بندي توي مسابقه ء اسب سواري موکول مي کنن اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون ميشه .

توي فرانسه: خيلي کم کار به جاهاي باريک مي کشه دو تا مرد با همديگه توافق مي کنن که خانم مدتي مال اولي و مدتي مال دومي باشه .

توي استراليا: دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره مي کنن اين مشاجره اونقدر طول مي کشه تا يکي از طرفين پير بشه و بميره ، يا از يه مرضي بميره اونوقت اونکه زنده مونده با خيال راحت به مقصودش مي رسه .

توي قفقاز: جوان اولي دختر محبوب رو بر ميداره و فرار مي کنه دومي هم دختر رو از چنگ اولي مي دزده و پا به فرار مي ذاره باز اولي همين کار رو مي کنه و اين ماجرا دائما تکرار ميشه .

توي نروژ: معشوقه ء دو مرد براي اينکه به جدال و دعواي اونها خاتمه بده خودشو از بالاي ساختمون مرتفعي ميندازه پايين و غائله ختم ميشه .

توي آفريقا: قضيه خيلي ساده ست و جاي اختلاف نيست دو تا مرد ، زني رو که مي خوان عقد مي کنن و علاوه بر اون ، بيست تا زن ديگه هم مي گيرن .

توي مکزيک: کار به زد و خورد خونيني مي کشه و يکي از طرفين کشته ميشه ولي بعدش اونکه رقيبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک بي شوهر مي مونه .


توي آمريکا: حل قضيه بستگي به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج مي کنه .

توي ايران: فقط پول موضوع رو حل مي کنه پدر و مادر دختر مي شينن با همديگه مشورت مي کنن و خواستگاري که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب مي کنن عاشق شکست خورده اگه توي عشقش جدي باشه يا بايد خودشو بکشه يا رقيب رو از ميدون به در کنه يا افسردگي مي گيره و ديونه ميشه .

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/03/12ساعت 17:49  توسط داش علی   | 

جک 9

  1. تركه چهار تا قالب صابون مي‌خوره تا به مرز خودكفايي برسه!
  2. موشه وارد داروخانه شد و گفت: آقا مرگ من داريد؟
  3. تركه خبر داغ مي‌شنود، گوشش مي‌سوزد!
  4. دوتا پسر حوصله‌شان سر رفته بود. يكي از آنها گفت: بيا شير يا خط بيندازيم. اگر شير شد ميريم دوچرخه سواري، اگر خط شد ميريم ماهواره نگاه مي‌كنيم و اگر سكه روي لبه‌اش ايستاد ميريم درس مي‌خونيم!
  5. معلم: الفباي فارسي رو بگو ببينم. شاگرد: الف – ب – پ – ت – ث – چهار – پنج – شش – هفت... معلم: الفباي انگليسي رو بگو ببينم. شاگرد: ا – بي – سي – چهل – پنجاه – شصت – هفتاد... معلم: الفباي يوناني رو بگو ببينم. شاگرد: آلفا – بتا – ستا – چهارتا – پنج‌تا ... معلم: نخواستم بابا يه شعر بگو. شاگرد: نابرده رنج گنج – پنج – شش – هفت...
  6. تركه مي‌رسه، مي‌خورنش.
  7. لره داشته پشت بوم خونش رو آسفالت ميكرده،‌ آسفالت زياد مياره،‌ سرعت گير ميذاره!
  8. جواد عطسه كرد. بهش گفتند: عافيت باشه. گفت: يه بار ديگه زرت و پرت كني مي‏زنم پك و پوز تو خورد مي‏كنم.
  9. مرد: بازهم كه پارچه خريدي؟ زن: مي‏خوام برات دستمال بدوزم. مرد: اين كه چهار متر پارچه است؟ زن با بقيه‏اش هم براي خودم يه پيرهن مي‏دوزم.
  10. غضنفر يه نفر رو تو خيابون ديد و پرسيد: شما علي پسر ممدآقا پاسبان نيستي كه توي ابهر سر كوچه چراغي مأمور بود؟ پسر گفت: چرا!؟ غضنفر گفت: ببخشيد! عوضي گرفتم.
  11. از يه امريكايي و يه آفريقايي و يه ايراني می پرسن: نظرتون راجع به کوپن گوشت چيه؟آمريکايي می‌گه: کوپن چيه؟ آفريقايي مي‌گه: گوشت چيه؟ ايرانيه مي‌گه: نظر چيه؟!
  12. آرنولد ميره آبادان، همون شب اول آبادانيه تو خيابون بهش گير ميده كه: ولك تورو جون بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خيابون ديدي بهم سلام كن! خلاصه اونقدر التماس ميكنه، تا آخر آرنولد قبول ميكنه. فرداش آبادانيه داشته با دو سه تا از رفيقاش تو خيابون ‌چرخ ميزده، يهو ارنولد مياد ميگه: سلام عبود! آبادانيه ميگه: اَاه‌ه‌ ... باز اين سيريش اومد!
  13. باباهه (حواسش نبوده که کلاهش سرشه) به بچه‌اش می‌گه برو کلاه منو بيار. بچه می‌گه: بابا کلاهت که رو سرته! باباهه می‌گه: اه...پس...نمی‌خواد بری بياريش!
  14. به غضنفر ميگن چرا زن نميگيري؟ ميگه: اي بابا، كي مياد زنش رو بده به ما؟!
  15. غضنفر عقب عقب راه ميرفته، ازش ميپرسند: چرا اينجوري راه ميري؟ ميگه:آخه بچه‌ها ميگن از پشت شبيه آلن دلوني!
  16. بهمن و علی(اصفهانی) سرباز بودن. بهمن ميميره، علی ميره برای خانواده بهمن تلگراف بزنه که بهمن مرده. مسئول تلگراف‌خونه می‌گه: هر کلمه هزار تومان، برای تاريخ و امضا هم پول نمی‌گيريم. علی می‌گه بنويس: بهمن تير خرداد مرداد !
  17. اصفهانيه موز می‌خوره معده‌اش تعجب می کنه !
  18. غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاحب‌كارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت مي‌كرد!
  19. به غضنفر گفتند: ۱۷ شهريور چه روزيه؟ کمی فکر کرد و گفت: فکر می کنم ۱۵ خرداد باشه!
  20. دو نفر در طول مهماني كنار هم نشسته بودند و در طول دو ساعت يك كلمه هم با هم حرف زدند. پس از دو ساعت يكي از آنها به ديگري گفت: پيشنهاد مي‏كنم حالا در مورد موضوع ديگري سكوت كنيم!  
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/03/06ساعت 9:48  توسط داش علی   | 

جک 1

  1. به يه نفر ميگن با راني جمله بساز : ميگه نگراني؟
  2. كوره ميره تو آشپزخونه. دستش ميخوره به رنده. ميگه : اين چرت و پرتا چيه اينجا نوشته!؟
  3. يه روز يه يكي مي گن ، مياي بريم پيك نيك؟ميگه : برو بابا ، آخه پين يونگ هم شد فوتبال؟
  4. يه روز دو تا صهيونيست ميرن يه ساندويچي با كلاس. دو تا نوشابه سفارش ميدن ، بعد هم يكي يكي ساندويچ از كيفاشون در ميارن و شروع ميكنن به خوردن. گارسونه مياد ميگه : ببخشيد، شما نمي تونيد اينجا ساندويچ خودتونو بخوريد . صهيونيستا يه نيگاهي به هم مي كنن، ساندويچ هاشون رو باهم عوض مي كنن!؟
  5. يارو ميره كله پاچه فروشي. كله پاچه فروشه بهش ميگه : قربون چشم بذارم؟  ميگه : نه آقا ! حداقل صبر كن من برم قايم شم!؟ 
  6. يه نفر 19 تا بچه داشته. بهش مي گن چرا يه بچه ديگه نمي ياري كه رُند بشه. ميگه : فرزند كمتر ، زندگي بهتر.!؟ 
  7. يارو تو اتوبوس واستاده بوده، يهو مي بينه بند كفشش بازه. به كنار دستيش ميگه: آقا قربون دستت، اين ميله رو نگه دار تا من بند كفشم رو ببندم
  8. يارو تو جبهه پشت ضدهوائي بوده، ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون. يارو هول ميكنه ، ميگه : بچه ها در رين صاحبش اومد
  9. تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده. يارو هم داشته نيگا ميكرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون ميدن، يارو شاكي ميشه ميگه: حالا اونقدر نشون بده تا اون دروازه بانه بگيردش
  10. يه نفر خودشو دار ميزنه، بعلت ضربه مغزي ميميره. ! ميان ميبينن با كِش خودشو دار زده!؟
  11. يه جائي جشن بوده، يارو همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟ يارو ميگه: من از خونواده عروسم. اون يكي ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!؟ 
  12. يارو زبونش ميگرفته ميره داروخونه ميگه: آقا اشپيل داري؟ ميگه: اشپيل ديگه چيه؟ ميگه: بابا اشپيل ديگه. يارو ميگه: يعني چي؟  درست تلفظ كنين من بفهمم. يارو ميگه: بابا جان اشپيل، ديگه! يارو ميگه: آقا من كه نميفهمم شما چي ميگين، بگذارين به همكارم بگم شايد اون بفهمه. رفيق يارو هم زبونش ميگرفته، مياد. بهش ميگه: آقا اشپيل دارين، يارو هم ميره براش يه چيزي مياره بهش ميده و ميره، بعد همكاراي يارو ازش ميپرسن: اين چي ميخواست؟ ميگه: اشپيل! ميگن: بابااين اشپيل ديگه چه كوفتيه!؟ اصلاً برو يكم از اين اشپيل ور دار بيار ببينيم چيه. يارو ميره و بر ميگرده ميگه: اشپيل تموم شد!!!؟ 
  13. افسره جلوي يك ماشين رو ميگيره، به راننده ميگه‌: جناب شما به خاطر بستن كمربندِ ايمني، پنجاه هزار تومن از طرف انجمن حمايت از ايمني راه‌ها جايزه برديد. حالا مي خوايد با اين پول چيكاركنيد؟ يارو ميگه: فكر كنم باهاش برم گواهينامم رو بگيرم! يك زنه كنار دستش نشسته بوده، ميگه:‌ گوش نكنيد جناب سروان، اين شوهر من وقتي مسته چرت و پرت ميگه! تو صندلي عقب، يك جوونكي خواب بوده، ‌ازين سر و صدا بلند ميشه،‌ ميگه: من همون اول گفتم با ماشين دزدي نميشه فرار كرد!! يهو يك نفر از تو صندوق عقب داد ميزنه: ‌ببينم بالاخره از مرز گذشتيم يا نه؟!!!؟ 
  14. يه نفر زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه: بابا اين چه وضعيه؟! اين سريال امام علي كه همش بدآموزي داره! يارو ميگه:‌چرا آقا؟‌ براي چي؟ ميگه:‌ بابا الان دو هفته‌ست هروقت ميام پسرمو تنبيه كنم،‌ ميدوه ميره تو كوچه لخت ميشه!!!؟
  15. يارو ازون سيگارياي خفن بوده،‌ ميفته زندون،‌ حبس ابد. روز اول بهش ميگن: ‌ببين ما حال و حوصله نداريم ‌هر ساعت دقيقه خورده فرمايشات تورو انجام بديم. همين الان ميگي چي مي خواي،‌ ما برات مياريم،‌ بعد در سلولتو مي بنديم تا ده سال ديگه. يارو ميگه:‌ســيــگــار! من فقط سيگار مي خوام! مي‌رن براش 500 باكس سيگار ميارند، و در سلولش رو مي بندند. بعد از 10 سال ميان ببينند چيز ديگه اي مي خواد يا نه، در سلولش رو كه باز مي كنند مي بينند نشسته يه گوشه اي، ‌دست و پاش داره مي لرزه. يارو تا جماعت رو مي بينه، بر مي گرده ميگه: ‌قربون، آتيش داري!؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/03/06ساعت 9:43  توسط داش علی   | 

جک 2

  1. يارو تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبل از مسابقه بهش ميگن: ببين جواب ژاندارمريه ولي همون اول نگي كه ضايع بشه، يه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع ميشه، ميپرسه: جانداره؟ مجريه ميگه: نه. ميگه: مِريه؟ ميگه: نه. ميگه: جاندارمريه؟!!؟
  2. به يه نفر ميگن با عدس جمله بساز، ميگه: اگه امشب نياي اَدست دلخور ميشم!!؟ 
  3. مامانه داشته واسه بچش لالايي ميخونده. بعد از يه ربع، بچهه ميگه: خوب مامان خفه شو ميخوام بخوابم!!!؟
  4. يارو عقب عقب راه ميرفته، ازش مي‌پرسند: چرا اينجوري راه ميري؟ ميگه:آخه بچه ها ميگن از پشت شبيه آلن دلوني!!!؟
  5. به يارو ميگن با ستيز جمله بساز، ميگه: موبايل سِت ايز آف (mobile set is off)!!!؟
  6. به يارو ميگن با كار و كوشش جمله بساز، ميگه: شلوار كار من كوشش ؟!!؟
  7. عربه ميره مغازه با لهجه ميگه:‌آقا رُبععع دارين؟ يارو ميگه:‌ داريم، ولي نه به اين غليظي!!!؟
  8. يارو به دوستش ميگه: قربون دستت، برو عقب ماشين ببين چراغ راهنما ماشين كار ميكنه يا نه. دوستش ميره عقب ماشين، ميگه: كار مي‌كنه، كار نَمي‌كنه، كار مي‌كنه، كار نَمي‌كنه...!!؟ 
  9. يارو ميخواسته زيردريايي آمريكاييا تو خليج فارس رو غرق كنه، در ميزنه فرار ميكنه!!!؟ 
  10. يارو ميره مغازه ميگه: آقا يه بيسكويت خوب بدين. بقاله ميگه: ساقه طلايي خوبه؟ ميگه نه. ميگه: ويفر خوبه ؟ ميگه نه . ميگه گرجي خوبه؟ ميگه نه. ميگه: مادر خوبه؟ ميگه: قربان شما، دست بوسن!!؟
  11. يه نفر از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: نميدونم. منم تازه رسيدم!!!
  12. يارو با زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمي زدند. زنش وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براش مي ذاره كه: منو فردا ساعت شيش بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ‌مي بينه شوهرش براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!!!؟
  13. ترياكيه معلم كلاس اول بوده، داشته الفبا درس مي‌داده. ميگه: بچه ها! بگين«اَنف». بچه ها همه باهم ميگن: اَنِــف! ميگه: نه بابا، ‌بگين اَنِـف. باز بچه‌ها ميگن: اَنـِـف!  ترياكيه شاكي ميشه،‌ ميگه: اي‌ بابا! من ميگم «اَنِف» شما نگين «اَنِف»، شما بگين «اَنِف»!!!؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/03/06ساعت 9:43  توسط داش علی   | 

جك 10

  1. معلمه به شاگردش ميگه برو يه مورچه نر پيدا کن وردار بيار. بچهه فرداش يه مورچه مياره معلمه ازش ميپرسه خوب تو حالا از کجا فهميدي که اين مورچهه نره؟ بچهه ميگه آخه جلوي مدرسه دختروونه پيداش کردم !
  2. يه بار يه نفر به يه ترکه ميگه کره خر ترکه تعجب ميکنه و با خودش ميگه عجب يعني اينقدر جوون موندم؟
  3. يه ترکه چند تا خر رو دور خودش جمع ميکنه ميگه دمش گرم عجب آيينه کاري باحالي
  4. يه روز يه آبادانيه رو از زير آوار زلزله در ميارن مي‌بينن موبايلش دستشه. يارو يه نگاه به ملت ميکنه ميگه ويبراتور رو حال کردين؟
  5. يه روز يه ترکه با يه زنه تو يه آسانسور گير مي‌کنن. بعد يه مدت زنه لباساشو در مياره  و به ترکه ميگه يه کاري کن که من واقعا احساس کنم که زنم! ترکه هم لباساشو در مياره و ميده زنه ميگه اينارو بشور بعدشم اتو کن تا واقعا احساس زن بودن بکني .
  6. رشتيه پكر و ناراحت نشسته بوده تو يك عرق فروشي و همين جور يك ساعت تمام داشته گيلاس عرقشو نگاه مي‌كرده. يارو جاهله با خودش ميگه بگذار يكم بخنديم، ميره جلوي رشتيه، گيلاس عرقشو برميداره و ميره بالا. رشتيه اول يك نگاه غمناك به يارو ميكنه، بعد يهو ميزنه زير گريه! جاهله ناراحت ميشه:‌ميگه: بابا بيخيال،‌ شوخي كردم جون حاجي. اصلاً‌ الان يدونه مَشتي‌شو برات ميگيرم، مهمون من! رشتيه در حين هق هق ميگه: نه داداش، تقصير تو نيست. اصلاً‌امروز بدترين روز زندگي منه! اولش صبح خواب موندم دير رسيدم سركار،‌ رئيسم هم بيرونم كرد! ‌بعد اومدم برگردم خونه ، ‌ديدم ماشينم رو دزد برده ! رفتم كلانتري، ‌گفتن كاريش نمي‌تونن بكنن...بعد تاكسي گرفتم رفتم خونه،‌ يهو ديدم كيف پولم رو گم كردم ، ‌يارو راننده تاكسيه هرچي از دهنش درومد بارم كرد و گاز داد رفت.. بعد رفتم تو خونه ، ديدم خانم با سه تا از همسايه‌ها تو رختخوابن! آخر تصميم گرفتم خودمو بكشم ، ‌كه يهو تو اومدي ليوان سمم رو تا ته خوردي !!!
  7. به لاک پشته ميگن يه خالي ببند ميگه دويدم و دويدم !
  8. گرگه ميره دم در خونه شنگول و منگول ميگه منم منم مادرتون زود باشين در رو باز کنين. شنگول ميگه غلط کردي ما آيفون تصويري داريم !!!
  9. يه روز چند تا قزويني ميرن حموم عمومي. يه ساعت مي‌گذره بيرون نميان، دو ساعت مي‌گذره بيرون نميان، خلاصه بعد از 6-5 ساعت صاحب حموم شک مي‌کنه ميره تو حموم که ببينه چه خبره. مي‌بينه صابون قزوينيا افتاده کف حموم ولي هيچکي جرات نمي‌کنه ورش داره خودش رو بشوره !
  10. تركه داشته براي رفيقش تعريف مي‌كرده كه: آره نميدوني اونقدر شرمنده شدم، اونقدر شرمنده شدم كه نگو! رفيقش ميگه: آخه چرا، چي شده؟ ميگه: پريروز اين خانوم صالحي، منشي ما، اومد تو دفترم، گفت مرخصي ميخواد، من اونقدر شرمنده شدم! رفيقش ميگه: بابا اين كه شرمندگي نداره. ميگه: نه خوب صبر كن، من بهش مرخصي دادم رفت، بعد اون يكي كارمندمون اومد، اونم مرخصي ميخواست، اونقدر شرمنده شدم! بعد يكي يكي همه كارمندامون اومدن مرخصي خواستن، منم به همشون مرخصي دادم، اونقدر شرمنده شدم! رفيقش ميگه: بابا مرخصي دادن كه شرمندگي نداره. ميگه: نه آخه، بعد از يك مدت اين منشيه زنگ زد، گفت امشب بياين خونه ما، من اونقدر شرمنده شدم! من شب رفتم خونشون، ديدم خانم منشي تنهاست، با عشوه بهم گفت: من ميرم تو اتاق، شما چشماتون رو ببندين من الان ميام، اونقدر شرمنده شدم! بعد از يك مدت در رو باز كرد، ديدم همه كارمندا و خانوم بچه‌ها جمعند، براي من تولد گرفتن، من اونقدر شرمنده شدم، اونــقــدر شــرمــنده شدم كه نگو! رفيقش ميگه: بابا اينكه شرمندگي نداره، بايد خوشحال ميشدي. تركه ميگه: آخه من لخت وايستاده بودم !!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/04ساعت 19:1  توسط داش علی   | 

جک 8

  1. پسر كوچولو رو به مادرش كرد و گفت: من نمي‌دانم چرا شب‌ها كه دلم نمي‌خواهد بخوابم به زور مرا مي‌فرستي بخوابم ولي صبح‌ها كه دلم نمي‌خواهد از خواب بيدار شوم به زور مرا بيدار مي‌كني؟
  2. احمق كسي است كه به همه چيز اطمينان كامل داشته باشد. مطمئني؟ صددرصد!
  3. زن: من بر خلاف تو هميشه موقع شنا سرم از آب بيرونه. شوهر: آخه عزيزم، چيز سبك هميشه روي آب مي‌مونه!
  4. مشتري: آقا چرا ديگه مي‌خواهي توي حلقم را كيسه بكشي؟ دلاك: آخه خودتون گفتين گلوتون چرك كرده!
  5. دو ديوانه با هم گفتگو مي‌كردند. اولي: اگر گفتي فرق كلاغ چيه؟ دومي: خوب معلومه! اين بالش از اون بالش مساوي‌تره!
  6. مرد خسيسي كه سي سال قبل از يك فروشگاه كفشي خريده بود، دوباره وارد همان مغازه شد و گفت: ما باز آمديم!
  7. اولي به دومي: آن دو نفر را مي‌بيني؟ ده سال است كه ازدواج كرده‌اند و به قدري يكديگر را دوست دارند كه آدم فكر مي‌كند اصلا ازدواجي بين‌شان صورت نگرفته است!
  8. چرا با جوراب خوابيدي؟ آخه اينطوري راحت‌تر مي‌خوابم! واسه چي؟ واسه اينكه ديشب با كفش خوابيدم، خوابم نبرد!
  9. شنيدم مادرت به رحمت خدا رفته؟ آره! مگه بيماريش چي بود؟ سرماخوردگي. يعني بر اثر سرماخوردگي فوت كرد؟ آره، آخه وسط خيابون يهو عطسه‌اش ميگيره، تا مي‌ايسته عطسه كنه يه ماشين بهش مي‌زنه!
  10. تركه تي‌شرت تايتانيك مي‌پوشه، مي‌ره دريا غرق مي‌شه!
  11. رئيس: خجالت نمي‌كشي تو اداره داري جدول حل مي‌كني؟ كارمند: چكار كنيم قربان، اين سروصداي ماشينها كه نمي‌ذاره آدم بخوابه!
  12. مردي در خانه‌اي مي‌رود و از پسر صاحبخانه طلب آب مي‌كند. پسر كاسه‌اي پر از آب آورده، به دست مرد مي‌دهد. ناگهان كاسه از دست مرد مي‌افتد و مي‌شكند. مرد خجل و شرمنده شروع به عذرخواهي مي‌كند. پسرك هم براي اينكه دل او را به دست آورد مي‌گويد: عيب نداره، به بابام مي‌گم يه كاسه ديگه واسه سگمون بخره!
  13. بچه‌اي از پدرس پرسيد: فرق تفنگ و مسلسل چيست؟ پدرش جواب داد: پسرم وقتي من و مادرت حرف مي‌زنيم بيا گوش كن. آن وقت مي‌فهمي فرقش چيه!
  14. معتادي كه در حال كشيدن سيگار بود، مي‌گويد: يه ژمين لرژه هم نمياد كه خاكشتر شيگارم بيفته!
  15. سه نفر به جزيره آدم‌خوارها رفتند. آدمخوارها آنها را گرفتند و در ديگ آب جوش انداختند. كمي بعد در اولين ديگ را برداشتند ديدند اولي از ترس مرده. در ديگ دومي را برداشتند ديدند از ترس بيهوش شده. در ديگ سوم را برداشتند، تركه كه توي ديگ بود، در حالي كه بدنش را مالش مي‌داد گفت: ببخشيد روشور داريد؟
  16. راستي فهميدي ديشب خانه ما دزد آمد و الان دزده تو بيمارستانه؟ نه مگه چطور شد؟ هيچي، زنم فكر كرد، كه دير اومدم خونه!
  17. وقتي زنت خونه نيست چه كار مي‌كني؟ استراحت. وقتي هست چي؟ استقامت!
  18. تركه مي‌ره سيگار فروشي: آقا سيگار برگ دارين؟ خير. پس يك بسته كوبيده بدين!
  19. روزي راننده كاميون به يك پيچ رسيد، دولا شد آن را برداشت!
  20. تركه مي‌خوره زمين، كمونه مي‌كنه بعدش تو كلانتري مي‌گه: من رضايت نمي‌دهم!
  21. يه تركه سرشو قيرگوني كرده بود، ميگن چرا اينجوري كردي؟ ميگه: بيني‌ام چكه مي‌كرد!
  22. ببينم، داداش شما چيكاره است؟ راننده است، «روي» ماشين بابام كار مي‌كنه، داداش شما چطور؟ داداش من مكانيكه، «زير» ماشين مردم كار مي‌كنه!
  23. تركه عينكش را دور دستش چرخاند و بعد به چشمش زد، سرش گيج رفت، نزديك بود بيفته!
  24. در نيويورك خانم مستر اسميت رفت پيش وكيل دادگستري و گفت: من مي‌خوام از شوهرم طلاق بگيرم. وكيل گفت: بسيار خوب، مانعي ندارد... فعلا دوهزار دلار بدهيد تا ترتيب كارتان را بدهيم. خانم گفت: زكي! 500 دلار مي‌گيرند كه او را بكشند، چرا دو هزار دلار بدهم؟
  25. تركه نبض بيمار را گرفت و گفت: نمي‌دانم مريض مرده يا ساعت من خوابيده!
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/04ساعت 9:48  توسط داش علی   | 

جک 7

  1. تركه دوتا دزد مي‌گيره، زنگ مي‌زنه به 220!
  2. تركه زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟! يارو ميگه: نه. تركه ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين!
  3. تركه مجري مسابقه بيست سوالي ميشه، يارو ازش ميپرسه، جانداره؟ ميگه: نه. ميپرسه: تو جيب جا ميشه؟ تركه كلي فكر ميكنه، بعد ميگه:‌ تو جيب جا ميشه اما اگه تو جيبت بريزي، جيبت ماستي ميشه!
  4. تركه ميره حرم امام رضا، ميگه:‌ امام رضا قربونت برم، تو كه ضامن آهو شدي، ضامن من يابو هم بشو!
  5. تركه پسرش رو ميفرسته ژيمناستيك، بعد از يه مدتي ميبينه پسرش روز به روز جاي اينكه پيشرفت كنه هي داره پسرفت مي‌كنه. يك روز ميره سر جلسه تمرينشون ببينه چه خبره، ميبينه از بچش به عنوان خرك استفاده مي‌كنند!
  6. تركه ميخواسته به فلسطينيا كمك كنه، براشون سنگ پست ميكنه!
  7. تركه مرده شور بوده، بعد از يه مدتي ميگيرنش دهنش رو سرويس ميكنن. رفيقاش ميپرسن بابا مگه اين بيچاره چي كار كرده بود؟ ميگن: اين پدرسوخته سوالاي شب اول قبر رو تكثير كرده بود بين مرده‌ها تقسيم مي‌كرد!
  8. چندنفر داشتن ميرفتن كوه، سرپرستشون (كه از قضا لكنت زبون هم داشته) از وسط راه شروع مي‌كنه ميگه: چ چ چ.... ملت اول يكم نگاش مي‌كنن ببينن چي‌ميخواد بگه،‌ بعد مي‌بينن نمي‌تونه حرفش رو بزنه، بي‌خيال ميشن و راه ميافتن، اين بابا هم همه مسير همينجور هي ‌ميگفته چ..چ..چ.. وقتي ميرسن بالا ميخواستن چادر بزنن سرپرسته بالاخره ميگه: ‌چ..چ..چا..چا..چا..چادر يادم رفت! ملت ميگن اي بابا رودتر مي‌گفتي، حالا بايد برگرديم پايين! تو راه برگشت سر پرسته هي ميگفته: ش ش ش.. ولي ملت ديگه شاكي بودن و كسي توجه نمي‌كرده، وقتي مي‌رسن پايين يارو بالاخره ميگه: ش..ش..ش..شو..شو..شوخي كردم!
  9. از تركه ميپرسن شما همتون اينقدر ساده اين؟ ميگه: نه بابا، راه‌راهمون تو آفريقاست!
  10. تركه سوار اتوبوس ميشه، ميره يك گوشه واميسته. راننده بهش ميگه: آقا اين همه صندلي خالي، چرا نميشيني؟ تركه ميگه: حالا صبر كن، دو دقيقه ديگه همين يك ذره جا هم پيدا نميشه!
  11. از تركه ميپرسن شما تهراني هستين؟ ميگه: نه چشماتون قشنگ ميبينه!
  12. تركه تو مانور شركت ميكنه، اسير ميشه!
  13. تركه ميره مغازه ميگه: آقا يه بيسكويت خوب بدين. بقاله ميگه: ساقه طلايي خوبه؟ تركه ميگه نه. ميگه: ويفر خوبه؟ ميگه نه . ميگه گرجي خوبه؟ ميگه نه. ميگه: مادر خوبه؟ تركه ميگه: قربان شما، دست بوسن!
  14. تركه بچش نميخوابيده، بهش ژل ميزنه!
  15. ترياكيه پيغام‌گير ميخره، پيغامشو ميذاره: هَشتم... ولي خَشتَم
  16. زن و شوهري به سينما رفتند. در اواخر فيلم، زن، شوهرش را صدا زد و گفت: اين كسي كه بغل دست من نشسته از اول فيلم تا حالا خواب است. مرد با ناراحتي جواب داد: به درك كه خواب است. حالا چرا منو از خواب بيدار كردي؟
  17. زن: اگه امشب نيايي بريم خونه مامانم ديگه منو نمي‌بيني! مرد: براي چي؟ زن: واسه اينكه چشمهاتو درمي‌آورم!
  18. مرد: قسم مي‌خوري كه منو به خاطر پولهايم دوست نداري؟ زن: هزارتومن بده تا قسم بخورم!
  19. ديوانه اولي: ببينم، مگه تو كري كه جواب سلام منو نمي‌دي؟! ديوانه دومي: نه اون احمد داداشمه كه كره، من لالم!
  20. صاحبخانه: هر وقت مي‌گويم اجاره را بده، مي‌گويي: بگذار حقوق بگيرم، پس كي حقوق مي‌گيري؟ مستاجر: هر وقت كه استخدام شدم!
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/04ساعت 9:47  توسط داش علی   | 

جک 6

  1. از تركه ميپرسن آرزوت چيه؟ ميگه:‌ كاشكي تبريز پايتخت بود! ميگن: چرا؟! ميگه: آخه اون وقت به ماميگفتن بچه تهرون!
  2. اردبيل زلزله مياد،‌ تركه زنگ ميزنه مسئوليتش رو بر عهده ميگيره!
  3. تركه كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته:‌ سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، مي‌پرسه: ببخشيد قربان، مي‌تونم بپرسم داريد چيكار مي‌كنيد؟ تركه يقه يارو رو ميگيره، پرتش مي‌كنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!
  4. به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:‌ كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!
  5. تركه از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، تركه ميگه:‌ بايد خيلي برم؟!
  6. آمريكاييه داشته تو رودخونه غرق ميشده،‌ هي داد ميزده: help me, hellllp! تركه از اونجا رد ميشده ميگه:‌ احمق جون اگه جاي كلاس زبان كلاس شنا رفته بودي الان غرق نميشدي!
  7. تمساحه ميره گدايي،‌ ميگه:‌به من بدبختِ مارمولك كمك كنيد!
  8. تركه سربازيش تموم ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميكنه ميگه: ‌اي بابا، من كه ازينا چهارتا دارم!
  9. تركه چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد ميگه: ‌دو تا آرزو بكن. تركه ميگه: يه نوشابه خنك ميخوام كه هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده، تركه يكم ميخوره ميگه: ‌به به! چقدر خنكه! يكي ديگه هم بده!
  10. تركه يه بسته هزار تومني ميشمره، 250 تومن كم مياره!
  11. به تركه ميگن خيلي آقايي. ميگه: ما بيشتر!
  12. به لره ميگن: ببخشيد شما لريد؟‌ ميگه: نه پس انم با اين سبيل پهنم؟!
  13. از تركه مي‌پرسن: بلدي پيانو بزني؟! ميگه: نه. ولي يه داداش دارم... اونم نه!
  14. يك بابايي يه ماهي تو پاكت دستش بوده، رفيقش ميبيندش، ازش مي‌پرسه: جريان ‌اين ماهيه چيه؟ ميگه: ‌دارم براي شام مي‌برمش خونه. ماهيه ميگه: مرسي من شام خوردم، منو ببر سينما!
  15. به تركه ميگن چي شد ترك شدي؟! ميگه:‌ والله من اولش كه ترك نبودم، ‌تو بيمارستان با يه بچه ترك عوض شدم!
  16. تركه تو اتوبوس يه دختره خوشگل رو ميبينه،‌ پياده كه ميشه شماره اتوبوس رو بر ميداره!
  17. تركه مياد تهران،‌ يه دختر خوشگل ميبينه،‌ بهش ميگه:‌ خانم اين دوست دختر كه ميگن شمايين؟!
  18. تركه يه سكه از زير خاك پيدا ميكنه، روش نوشته بوده تاريخِ ضرب: 200 سال قبل از ميلاد!
  19. قزوينيه ميره خونه يك ميليونره، ‌دويست ميليون نقد مي‌دزده. بعد زنگ ميزنه خونه يارو ميگه: بچه رو بيارين پولارو ببرين!
  20. يك گروه از محققين انسان شناسي داشتن روي تفاوت مغز نژادهاي مختلف انسان تحقيق مي‌كردند، اول مغز يك آمريكاييه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند اي بابا اينا اينقدر با الكترونيك و كامپيوتر ور رفتن كه تو مغزشون پر شده از IC و مدارهاي الكترونيكي. خلاصه مي‌ترسن دست به يك چيزي بزنند خراب شه، زود مغز يارو رو مي‌بندند. بعد مغز يك ژاپنيه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند اي بابا اين وضعش از آمريكاييه هم خراب تره و مغزش شده پر از مداراي نوري و چيزاي عجيب غريب، خلاصه مغز اين رو هم جرات نمي‌كنند دست بزنند. بعد جمجمه يك تركه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند تو ش فقط يدونه سيم ازين ور جمجه رفته اونور. باخودشون مي‌گن: خوب ما اينو قطع مي‌كنيم، اگه دييدم خيلي ضايع شد، فوقش دوباره وصلش مي‌كنيم! خلاصه سيمه رو قطع مي‌كنند، يهو گوشاي تركه ميافته!
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/04ساعت 9:47  توسط داش علی   | 

جک 5

  1. تركه ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟ تركه ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!
  2. دو تا تركه ميرن يك رستوران كلاس بالا، ‌دو تا كوكا سفارش ميدند‌، بعد هم يكي يك ساندويچ از كيفشون درميارند، ‌شروع مي‌كنند به خوردن. گارسونه مياد ميگه: ‌ببخشيد،‌شما نمي‌تونيد اينجا ساندويچ خودتونو بخوريد. تركا يك نگاهي به هم مي‌كنند ، ‌ساندويچاشونو باهم عوض مي‌كنند!
  3. تركه 10 تومن ميندازه تو صندوق صداقات، هنوز دوقدم رد نشده بوده،‌ يك ماشين ميزنه بهش، درب و داغونش ميكنه. همون وقت يك باباي ديگه‌اي داشته يك پولي مينداخته تو همون صندوق، ‌تركه با حال زار پاميشه، ‌ميگه: آقا پولتو اونتو ننداز، اون صندوقش خرابه!
  4. تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش،‌ باباي طرف گوشي رو برميداره، هول ميشه ميگه: ‌ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقيقه!
  5. تركه كفترشو گم ميكنه، تو روزنامه آگهي ميده: بيه بيه!
  6. كرده تو كردستان پونزده نفرو مي‌كشه، تو دادگاه به حداكثر مجازات محكوم ميشه. مي‌گيرن شلوارشو درميارن،‌ پاش استرچ مي‌كنند!
  7. سياه پوسته ميگوزه، زنش تا يه هفته داشته از رو زمين دوده جمع ميكرده!
  8. تركه با زنش رفته بوده سينما، تو فيلم يهو يه گاوه شروع مي‌كنه دويدن طرف تماشاچيا. تركه يهو ميپره زير صندلي، زنش ميگه: ‌بابا خجالت بكش! اين فيلمه. تركه ميگه: زن! من و تو مي‌دونيم فيلمه، گاوه كه نمي‌دونه!
  9. تركه مي‌خواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر ميزنه تو سرش!
  10. تركه ميره آمريكا پيش رفيقش. از قضا همون موقع كنسرت ابي بوده، رفيقش ميگه پاشو بريم يك حالي بكنيم. جلو در سالن، يك بابايي واستاده‌ بوده سي‌دي‌ مي‌فروخته، ‌هي داد مي‌‌زده: ‌سي‌دي ابي، سي‌دي‌ ابي. تركه يك نگاهي به يارو مي‌كنه، به رفيقش ميگه: ببين توروخدا مردم چه خنگن! اين يارو اين همه سال تو آمريكا بوده،‌ هنوز اِي بي سي دي رو ياد نگرفته!
  11. دو تا برادره آخره شر بودن و پدر محل رو درآورده بودن، ديگه هروقت هرجا يك خراب كاريي ميشده، ملت ميدونستن زير سر اين دوتاست. خلاصه آخر بابا ننشون شاكي ميشن، ميرن پيش كشيشِ محل، ميگن:‌ تورو خدا يكم اين بچه‌هاي مارو نصيحت كنيد،‌ پدر مارو درآوردن. كشيشه ميگه: ‌باشه، ولي من زورم به جفتِ اينا نميرسه، بايد يكي يكي بياريدشون. خلاصه اول داداش كوچيكه رو ميارن، كشيشه ازش ميپرسه: پسرم، ‌مي‌دوني خدا كجاست؟ پسره جوابشو نمي‌ده، همين جور در و ديوار ر و نگاه مي‌كنه. باز يارو مي‌پرسه: پسرجان، مي‌دوني خدا كجاست؟ دوباره پسره به روش نمياره. خلاصه دو سه بار كشيشه همينو مي‌پرسه و پسره هم بروش نمياره، آخر كشيشه شاكي ميشه، داد ميزنه: بهت گفتم خدا كجاست؟! پسره مي‌زنه زير گريه و در ميره تو اتاقش، در رو هم پشتش مي‌بنده. داداش بزرگه ازش مي‌پرسه: چي شده؟ پسره ميگه: بدبخت شديم! خدا گم شده، همه فكر مي‌كنن ما برش داشتيم!
  12. تركه هر روز زنگ يك كليسا رو مي‌زده و در مي‌رفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه،‌ يك روز پشت در كمين مي‌كنه، تا تركه زنگ مي‌زنه، ‌خرشو مي‌گيره و مي‌پرسه چيكار داري؟ تركه حول ميشه،‌ با تتپته ميگه: ببخشيد، ‌عيسي هست؟!
  13. تركه ميره ساندويچي، ميگه: ببخشيد بندري داريد؟ يارو ميگه: بعله. تركه ميگه: پس قربون دستت، ‌بگذار يك حالي بكنيم!
  14. وسط اردبيل يه چاهي بوده، ‌هي ملت مي‌افتادن توش،‌زخم و زيلي مي‌شدن. ميان تو شهرداري يك جلسه برگذار مي‌كنن كه واسه اين مشكل يك راه حلي پيدا كنن. يكي از مهندسا پا ميشه ميگه: يافتم! ما يك آمبولانس مي‌گذاريم بغل اين چاه، ‌هركي افتاد توش رو سريع ببره بيمارستان. ملت همه هورا مي‌كشن..آفرين! ايول! دمت گرم!‌ يك مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق كه همتون نفهميد!‌ آخه اينم شد راه حل؟! ملت ميگن، خوب تو ميگي چي‌كار كنيم؟ يارو ميگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بيمارستان، كه بدبخت جون داده. ما بايد يك بيمارستان كنار اين چاه بسازيم، كه همه بهش سريع دسترسي داشته باشن! ملت ديگه خيلي حال مي‌كنن، كف مي‌زنن سوت مي‌كشن، كه ايول بابا تو چه مخي داري!‌ يهو يه مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق هرچي بهمون ميگن خر، حقمونه! آخه اين شد راه حل؟! اين همه خرج كنيم يك بيمارستان بسازيم كنار چاه كه چي بشه؟ مردم تعجب مي‌كنن،‌ميگن: خوب تو ميگي چيكار كنيم؟ يارو ميگه: بابا اين كه واضحه، ما اين چاهو پر مي‌كنيم، ميريم نزديك يك بيمارستان يك چاه مي‌زنيم!
  15. تركه ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره!
  16. تركه مهم ميشه زيرش خط ميكشن، تو امتحان مياد!
  17. عربه ميره داروخونه ميگه:‌ ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه: ‌نه. دوباره فردا مياد ميگه: ولك هزار تا ميخ داري؟! باز يارو ميگه: نه برادر، ‌اينجا داروخونس، ميخ فروشي كه نيست! هي چند روز اين اتفاق ميفته، يارو با خودش ميگه:‌ بگذار برم هزار تا ميخ بخرم‌،‌ يه سود حسابي بكنم. فرداش دوباره عربه مياد ميگه:‌ ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه:‌ آره، 3 تا كارتون ميخ مي‌گذاره جلو عربه... عربه يك نگاه مي‌كنه ميگه::‌اََاَ....ه! ولك توچقدر ميخ داري!

  18. تركه ساندويچ‌فروشي داشته، ‌يك روز يك بابايي مياد ميگه: ‌قربون يك ككتل بده، ‌فقط بي‌زحمت توش گوجه نگذار. تركه ميگه: آقا امروز اصلا گوجه نداريم، ميخواي خيارشور نگذارم؟

  19. به تركه ميگن چند تا بچه داري؟ ميگه 2 تا . مي‌پرسن: كدومش بزرگتره؟ ميگه: خوب اوليش!‌

  20. تركه ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/04ساعت 9:46  توسط داش علی   | 

جک 4

  1. تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده، تركه تماشا مي‌كرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون ميدن، تركه شاكي ميشه، ميگه: ‌حالا اونقدر نشون بده تا اون دروازه بان بگيردش!
  2. تركه خودشو دار مي‌زنه، بعلت ضربه مغزي مي‌ميره! ميان مي‌بينند با كِش خودشو دار زده!
  3. يه جايي جشن بوده، تركه همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟ تركه ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!
  4. تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبلش بهش ميگن جواب بيسكويته، ولي تو همون اول نگو، اولش يه چند تا سوال كن كه ضايع نشه. تركه ميگه باشه و ميره تو مسابقه، ميپرسه: آقا، يك كويته؟! يارو ميگه: نه. ميگه: دوكويته؟ همينجوري ميگه تا ميرسه به نوزده كويت! يارو ميگه: من يه راهنمايي بهتون ميكنم، با چايي هم ميخورنش. تركه ميگه: آاااهان پس بگو، ‌قنده؟!
  5. يارو زبونش ميگرفته ميره داروخونه ميگه: آقا اشپيل داري؟ ميگه: اشپيل ديگه چيه؟ ميگه: بابا اشپيل ديگه. يارو ميگه: يعني چي؟ درست تلفظ كنين من بفهمم. يارو ميگه: بابا جان اشپيل، ديگه! يارو ميگه: آقا من كه نميفهمم شما چي ميگين، بگذارين به همكارم بگم شايد اون بفهمه. رفيق يارو هم زبونش ميگرفته، مياد. بهش ميگه: آقا اشپيل دارين، يارو هم ميره براش يه چيزي مياره بهش ميده و ميره، بعد همكاراي يارو ازش ميپرسن: اين چي ميخواست؟ ميگه: اشپيل! ميگن: بابااين اشپيل ديگه چه كوفتيه!؟ اصلاً برو يكم از اين اشپيل ور دار بيار ببينيم چيه. يارو ميره و بر ميگرده ميگه: اشپيل تموم شد!
  6. عربه ميره مغازه با لهجه ميگه:‌آقا رُبععع دارين؟ يارو ميگه:‌ داريم، ولي نه به اين غليظي!
  7. تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، ميگه: عزيزم من لهجه دارم؟ دختره ميگه: آره. تركه ميگه: پس من قطع ميكنم دوباره ميگيرم!
  8. تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباش ور ميداره، هول ميشه ميگه: ببخشيد توپمون افتاده!
  9. تركه ميره تو خواربار فروشي ميگه: نيم كيلو پنير بدين، يارو بهش ميگه: ببخشيد، شما تركين‌؟ ميگه: از كجا فهميدين؟ ميگه: از لهجتون. تركه با خودش ميگه: من بايد اين لهجمو درست كنم. پا ميشه ميره خارج بعد از ده سال برميگرده، ميره همون جا ميگه: آقا نيم كيلو پنير بدين. يارو باز ميگه: آقا شما تركين؟ ميگه: اِاِا... از كجا فهميدي؟ مگه من هنوز لهجه دارم. يارو ميگه: نه، ولي آخه اينجا پنج ساله كه بانك شده!
  10. شيره‌ايه ميخواسته تاكسي بگيره، ‌به يك تاكسي ميگه: مُشتقيم! تاكسيه،‌ پنج متر جلو تر نگه ميداره. يارو ميگه:‌ اي بـابـا! من كه مي‌خواستم اونجا پياده شم!
  11. تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبل از مسابقه بهش ميگن: ببين جواب ژاندارمريه ولي همون اول نگي كه ضايع بشه، يه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: جانداره؟ مجريه ميگه: نه. تركه ميگه: مِريه؟ ميگه: نه. تركه ميگه: جاندارمريه؟
  12. به تركه ميگن: ‌نظرتون راجع به سريال امام علي چيه؟ ميگه: خيلي عاليه، فقط اگه ميشه يخورده قطام شو بيشتر كنيد!
  13. تركه رفته بوده استخر، مسؤول اونجا مي‌خواسته واسه شاشيدن تو آب جريمش كنه. تركه داد و بيداد مي‌كنه كه:‌ خوب بابا همه تو آب مي‌شاشند! يارو ميگه: ‌آره، ولي نه از رو دايو!
  14. تركه تو اتوبوس واستاده بوده، يهو ميبينه بند كفشش بازه. به كنار دستيش ميگه: آقا قربون دستت، ‌يك دقيقه اين ميله رو نگردار من بند كفشم رو ببندم!
  15. تركه زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه: بابا اين چه وضعيه؟! اين چه تصاويره مستهجني بود كه تو ان سريال امام علي نشون داديد؟! يارو بهش ميگه: قربان ما كه فقط پاها رو نشون داديم. تركه ميگه: بابا تلوزيون من پرش داشت، همه جاشو ديديم!
  16. تركه زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه: بابا اين چه وضعيه؟! اين سريال امام علي كه همش بدآموزي داره! يارو ميگه:‌چرا آقا؟‌ براي چي؟ تركه ميگه:‌ بابا الان دو هفته‌ست هروقت ميام پسرمو تنبيه كنم،‌ ميدوه ميره تو كوچه لخت ميشه!
  17. يارو تركه تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، تركه ميگه: بچه‌ها در رين صاحابش اومد!
  18. عربه هي ميگوزيده، بعدش يك ليوان آب ميخورده. ازش ميپرسن: چرا هي بعد از گوزيدن آب ميخوري؟ ميگه: ولك، اگه آب نخورم كه گرد و خاك ميشه!
  19. تركه ميره راهپيمايي، مي‌بينه شلوغه برميگرده!

  20. تركه 19 تا بچه داشته،‌ بهش ميگن: چرا يك بچه ديگه نمياري، رُند شه؟! ميگه: فرزند كمتر، زندگي بهتر!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/04ساعت 9:46  توسط داش علی   | 

جک 3

  1. به يك تركه ميگن: 2*2 چند تا مي‌شه؟ ميگه: 5 تا! ميگن: برو بابا، 4 تا ميشه! ميگه: آخه من از يه راه ديگه رفتم!
  2. تركه فيلم جيمز باند ميبينه خيلي خوشش مياد. يكي ازش ميپرسه اسمت چيه ميگه: فَر...گضن فر!
  3. تركه و تهرونيه دعواشون ميشه، ميبرنشون كلانتري. افسرنگهبان از تهرونيه ميپرسه: اسمت چيه؟ يارو با بيخيالي ميگه: فِري... افسره حسابي چپ و راستش ميكنه، ميگه: بي پدر فكر كردي اينجا خونه خالست خودموني شدي؟ گفتم اسمت چيه؟ تهرونيه كه حساب دستش اومده بوده ميگه: فريدون قربان! افسره برمي‌گرده به تركه ميگه اسم توچيه؟! تركه اسمش قلي بوده، يكم فكر ميكنه بعد با ترس جواب ميده: قوليدون!
  4. تو جزيره آدم‌خورا يك بابايي ميره ساندويچ فروشي، يك ساندويچ مغز سفارش ميده. ساندويچيه ميگه: ميشه 2 تومن. مرده عصباني ميشه ميگه: يعني چي؟ مگه سَرِ گردنست؟! هفته پيش يك تومن بود! ساندويچيه ميگه: آخه اين مغز تهرونيه، بابا ‌بالاخره يك كلاس خاص خودشو داره. مردك هم ساندويچش رو ميخوره و چيزي نمي‌گه. هفته ديگه مياد دوباره يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه:‌شد 10 تومن! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه‌: بابا چه خبرته؟! ساندويچيه ميگه: آخه عزيز من،‌اين دفعه مغز رشتيه، كلي فسفر داره به جان تو! باز طرف چيزي نمي‌گه و پول و ميده و ساندويچش رو مي‌خوره. هفته بعد دوباره مياد و يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه: ميشه 100 تومن! يارو ديگه پاك شاكي ميشه و ساندويچ رو مي‌كوبه رو ميز داد ميزنه: اين چه مسخره بازيه دراوردي؟! ساندوچيه ميگه:‌آخه عزيز من،‌اين يكي مغز تركه،‌ بايد 100 تا كله بشكنيم تا ازش يك ساندويچ دربياد!!
  5. تركه زمين ميخوره، براي اينكه سه نشه تا خونه سينه خيز ميره!
  6. يه بار تو آبادان مسابقه تقليد صداي داريوش برگزار ميشه، داريوش مياد چهارم ميشه!
  7. تركه پسرش رفته بوده زير ماشين، با سنگ ميزنه درش بياره!
  8. تركه ميخواسته زيردريايي آمريكاييا تو خليج فارس رو غرق كنه، در ميزنه فرار ميكنه!
  9. تركه ميخواسته بره هر چي راهزنه اطراف تبريزه  دهنشون رو سرويس كنه. ملت هم ميان هر كي يه چيزي براش ميارن، يكي شمشير مياره يكي خنجر مياره و حسابي مسلحش ميكنن. خلاصه تركه راه ميفته و بعد از يك هفته خونين و مالين برمي‌گرده. مردم دورش جمع ميشن، مي‌پرسند: چي شد؟ چي كار كردي؟ تركه پاميشه يا حال زار ميگه: بابا يه دستم شمشير بود يه دستم خنجر، با دندونام مي‌جنگيدم؟!
  10. تركه به دوستش ميگه: اصغر، قربون دستت، برو عقب ماشين ببين چراغ راهنما ماشين كار ميكنه يا نه. اصغر ميره عقب ماشين، ميگه: كار مي‌كنه، كار نَمي‌كنه، كار مي‌كنه، كار نَمي‌كنه...!
  11. به تركه ميگن سه تا ميوه نام ببركه با سين شروع بشه ميگه: سيب، سير، سحر! ميگن: سحر كه ميوه نيست؟! ميگه: نميدوني چه هلوييه!
  12. تركه ميره شكار خرگوش، صداي هويج در مياره!
  13. تركه تو كليسا نشسته بوده، يهو مي‌بينه يه دختر خيلي ميزون مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي، پول دادي، قيافه دادي، خانواده خوب دادي...فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام..اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح‌! خودت كمكم كن! تركه از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده!‌ خودم ميرم!
  14. آقای خوشمرام  تو جنگ كشته‌ميشه، به تركه ميگن برو يه جوري به خانوادش خبربده. تركه ميره دم خونشون زنگ ميزنه، زن يارو ميگه: كيه؟ تركه ميگه: ببخشيد،‌ منزل شهيد خوشمرام  ؟!
  15. تركه زنگ ميزنه خونه رفيقش ميگه: غضنفر! من لهجي دارم؟ رفيقش ميگه: آره!‌ ميگه: پس گحط كن دوباره ميگيرم!  
  16. اواهه ميخوره زمين، ميگه: اِوا! تو هم جاذبه!
  17. تركه با ماشين ميره تو دره، بهش ميگن: چي شد بابا؟ چرا افتادي تو دره؟ ميگه: والله ما داشتيم تو جاده با ماشين ميرفتيم، هي جاده پيچيد، من پيچيدم، ‌دوباره جاده پيچيد، باز من پيچيدم،‌ يهو جاده پيچيد، من نپيچيدم!
  18. تركه و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمي‌زدند. زن تركه وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه مي‌گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ‌مي‌بينه تركه براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!
  19. تركه از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم!
  20. تركه ميفته تو جزيره آدم خورا، آدم خورا مي‌گيرنش، رئيسشون ميگه: اينا رو پوستشون رو ميكنيم باهاش قايق درست ميكنيم. تركه هم يه چاقو ور ميداره مي‌گذاره رو شكمش، ميگه: جلو نيايد وگرنه ‌قايقتونو سوراخ ميكنم!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/04ساعت 9:45  توسط داش علی   |