تبليغاتX
(( بامزه بیا تو ))

(( بامزه بیا تو ))

این وبلاگ جهت شاد کردن شما طراحی شده ! بله شما مخاطب عزیز !

پ ن پ - قسمت 1

*به دخترعموم که ۵ سالشه میگم: دخترا موشن مثه خرگوشن میگه پ ن پ همه مثل شما پسرا گاو گوساله ایم اصلا یه وضعی شده به خدا!

 *دوستم میگه با گوشی برم اینترنت از شارژم کم میشه؟میگم پ ن پ از صندوق ذخیره سازمان اوپک کم میشه!
 
*میخوایم بریم خونه جدیدمون، مامانم میگه این همه اثاثو باید با کامیون ببریم؟! میگم: پ ن پ راست کلیک کن، کات شون کن، برو تو خونه جدیده پیست کن!
 
*به دوستم اس ام اس زدم میگم کلاس تشکیل نمیشه. جواب داده یعنی استاد نیومده؟ میگم پ ن پ رفته قایم شده همه دارن دنبالش میگردن.
 
*با دوستم رفتیم خرید. برگشتیم دیدیم ماشینش نیست میگه: دزدیدنش میگم پ ن پ خسته شده بود از بس منتظر ما وایساد. اس ام اس داد گفت من میرم خودتون بیاین!
 
*لباس خریدم. کارت عابرمو گذاشتم رو میز میگم ۲۰۱۵٫ میگه رمز کارتته؟ میگم پ ن پ تلفنمه. دادم مزاحم بشی.
 
*تو اتوبان گشت نامحسوس یه ماشینو گرفته بود. راننده ماشینه به پلیسه میگه می خوای جریمم کنی؟ پلیسه میگه: پ ن پ با دوتا همکارام می خواستیم منچ بازی کنیم یه یار کم داشتیم گفتیم مزاحم شما بشیم.
 
*نصف شب ماشین خاموش شده زنگ زدم میگم بابا باطری ماشین تموم کرده روشن نمیشه. میگه یعنی خالی شده؟پ ن پ واقعا تموم کرده دارم میبرم خاکش کنم گفتم ببینم تو هم میای؟
 
*به پسرخاله ام می گم تب کردم میگه؛ مریض شدی؟ می گم پ ن پ دمای بدنمو بردم بالا ببینم فنش کار میفته یا نه.
 
*یارو  میره سرد خونه میگه: بی زحمت جسد پدر بزرگمو تحویل بدین . میگن: می خوای خاکش کنی؟ پ ن پ میخواهم تا گارانتیش تموم نشده ببرم عوضش کنم.
 
*رفتم پیژامه از کمد برداشتم پوشیدم بابام میگه از تو کمد برداشتی؟پ ن پ گذاشته بودم تو یخچال تابستونیه پیژامه تگری بپوشم خنک شم.
 
*داشتم می رفتم طرف ماشینم یهو دیدم افسره داره یه چیزی می نویسه! گفتم: داری جریمه ام می کنی؟پ ن پ دارم اسمتو پشت کارت دعوت عروسیم می نویسم. میای؟
 
*رفتم فروشگاه میگم سیخ داری؟ میگه برا کباب؟ پ ن پ برا خاروندن دیافراگمم از تو دهنم می خوام.
 
*خوابیدم تو آفتاب دوستم اومده میگه داری آفتاب می گیری؟پ ن پ دارم فتوسنتز می کنم!!
 
*دارم میرم به ماهیه غذا بدم، میگه می خوای بهش غذا بدی؟ پ ن پ بهش پول میدم هرچی خواست بخره.
 
*تصادف کردم تو جاده ماشینم تا نصف عقبش رفته زیر تریلی ۱۸ چرخ. اعصابم خورده. یارو می بینه این صحنه رو بهم میگه تصادف شده؟! گفتم پ ن پ مسابقه فوتباله مردم جمع شدن از رادیو ماشین دارن گوش میدن! ماشینو گذاشتن زیر تریلی هیجانش بیشتر شه!!
 
*به فروشنده می گم آقا پایه گیتار می خوام. میگه برای گیتار؟پ ن پ میخوام پایه باشه آخر هفته ها با هم بریم دربند!
 
*رفتم lcd بخرم می گم چند؟میگه قیمتش؟پ ن پ سایز کمرش که تو خونه شلوار پاش کنم.
 
*دارم تند تند تایپ می کنم داداشم اومده میگه داری تایپ می کنی؟میگم: پ ن پ کیبوردم خسته شده دارم ماساژش می دم.
 
*یکی از این سوسک کوچیکا از جلو پام رد شده یه دستمال از جیبم درآوردم… دوستم میگه می خوای بکشیش؟پ ن پ آبریزش بینی داره می خوام نریزه رو قالی.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1391/02/21ساعت 22:24  توسط داش علی   | 

چگونه زن خود رارواني كنيم؟!!

  1. وقتي بعد از يك روز شلوغ براتون غذا درست كرد و با تمام خستگي كنارتون نشست بهش بگيد:ممنون عزيزم ، خوب شده ، ولي كاش قبل از درست كردنش به مامانم زنگ ميزدي و طرز تهيه اين غذا رو ازش ميپرسيدي ...
  2. وقتي در جمع فاميل خودتون هستيد شكم بزرگ پدرزنتون رو سوژه خنده همه قرار بدهيد.
  3. از صبح كتوني پا كنيد و تا شب هم از پاتون در نياريد تا جورابتون بوي گربه مرده بگيرد و بعد با همان جورابها بريد توي رختخواب.
  4. به صورتش نگاه كنيد و باحالتي متاثر بگيد:عزيزم چقدر پير شدي...
  5. وقتي تخمه ميخوريد پوستهاي تخمه را هر جاي بريزيد غير از بشقاب جلوي دستتون.
  6. هميشه آب را با بطري سر بكشيد.
  7. وقتي زنتون حواسش كاملا به شماست وانمود كنيد زنتون رو نديديد و يواشكي به بچه هايتون بگيد:دوست داريد براتون يك مامان خوشگل بيارم!!.
  8. وقتي با تلفن صحبت ميكنيد به محض ورود همسرتون با دستپاچگي بگيد :باشه ، من بعدا بهت زنگ ميزنم ..و سريع گوشي رو قطع كنيد..
  9. هميشه از گيرايي چشمهاي دختر خاله ترشيده اتون تعريف كنيد..
  10. خاطرات شيرين دوران مجردي خودتون رو با دوست دخترهاي داشته و نداشته خودتون براش تعريف كنيد..
  11. وقتي با اون تو رستوران هستيد با صداي بلند باد گلو بزنيد..
  12. او را با اسمهاي مختلف مثل :سميرا ،مريم ، پريسا، آتنا، شيوا... صدا كنيد و بعد بگيد ببخشيد عزيزم اين روزها حواسم زياد جمع نيست ..
  13. سعي كنيد يك چادر مسافرتي خوب يا ماشين راحت بخريد كه شبهاي كه قرار است بيرون از خونه بخوابيد ، زياد سختي نكشيد..
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1391/02/21ساعت 22:11  توسط داش علی   | 

درمان خانوما با چای سبز

زنی با سر و صورت کبود و زخمی  سراغ دکتر میره
دکتر می پرسه: چه اتفاقی افتاده؟
خانم در جواب میگه: دکتر، دیگه نمی دونم چکار کنم. هر وقت شوهرم مست میاد خونه، منو زیر مشت و لگد له می کنه.
دکتر گفت: خوب دوای دردت پیش منه: هر وقت شوهرت مست اومد خونه، یه فنجون چای سبز بردار و شروع کن به قرقره کردن. و این کار رو ادامه بده
دو هفته بعد،اون خانم با ظاهری سالم و سرزنده پیش دکتر برگشت.
خانم گفت: دکتر، پیشنهادتون فوق العاده بود. هر بار شوهرم مست اومد خونه، من شروع کردم به قرقره کردن چای و شوهرم دیگه به من کاری نداشت و الانم رابطمون خيلي بهتر شده حتي قرار شده اون كمتر مشروب بخوره .
دکتر گفت: میبینی اگه جلوی زبونت رو بگیری خیلی چیزا حل میشن!!
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1391/02/21ساعت 0:1  توسط داش علی   | 

بدون شرح !!! - 2

روزی رییس یک شرکت بزرگ به دلیل یک مشکل اساسی در رابطه با یکی از کامپیوترهای اصلی مجبورشد با منزل یکی از کارمندانش تماس بگیرد. بنابراین، شماره منزل او را گرفت.  
کودکی به تلفن جواب داد و نجوا کنان گفت:«سلام»  
رییس پرسید:«بابا خونس؟»  
صدای کوچک نجوا کنان گفت: «بله»  
می تونم با اوصحبت کنم؟  
کودکی خیلی آهسته گفت: «نه»  
رییس که خیلی متعجب شده بود و می خواست هر چه سریع تر با یک بزرگسال صحبت کند،گفت: «مامانت اونجاس؟»  بله 
می تونم با او صحبت کنم؟ دوباره صدای کوچک گفت: «نه»  
رییس به امید این که شخص دیگری در آنجا باشد که او بتواند حداقل یک پیغام بگذارد پرسید: « آیا کس دیگری آنجا هست؟»
کودک زمزمه کنان پاسخ داد: «بله، یک پلیس»
رییس که گیج وحیران مانده بود که یک پلیس در منزل کارمندش چه می کند، پرسید:«آیا می تونم با پلیس صحبت کنم؟»  
کودک خیلی آهسته پاسخ داد: «نه، او مشغول است؟»
مشغول چه کاری است؟  
کودک همان طور آهسته باز جواب داد: «مشغول صحبت با مامان و بابا و آتش نشان.»
رییس که نگران شده بود و حتی نگرانی اش با شنیدن صدای هلی کوپتری از آن طرف گوشی به دلشوره تبدیل شده بود پرسید: «این چه صدایی است؟»  
صدای ظریف و آهسته کودک پاسخ گفت: «یک هلیکوپتر»  
رییس بسیار آشفته و نگران پرسید: «آنجا چه خبر است؟»  
کودک با همان صدای بسیار آهسته که حالا ترس آمیخته به احترامی در آن موج می زد پاسخ داد:«گروه جست و جو همین الان از هلیکوپتر پیاده شدند.» 
رییس که زنگ خطردر گوشش به صدا درآمده بود، نگران و حتی کمی لرزان پرسید:«آنها دنبال چی میگردند؟»  
کودک که همچنان با صدایی بسیار آهسته ونجوا کنان صحبت می کرد با خنده ریزی پاسخ داد: «من».

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/02/20ساعت 23:55  توسط داش علی   | 

بدون شرح !!!

+ نوشته شده در  شنبه 1390/11/29ساعت 0:4  توسط داش علی   | 

اين بار اولت بود!!!

روزي يک زوج،بيست و پنجمين سالگرد ازدواجشان را جشن گرفتند. آنها در شهر مشهور شده بودند به خاطر اينکه در طول 25 سال حتي کوچکترين اختلافي با هم نداشتند. تو اين مراسم سردبيرهاي روزنامه هاي محلي هم جمع شده بودند تا علت مشهور بودنشون (راز خوشبختي شون رو) بفهمند.سردبير ميگه:آقا واقعا باور کردني نيست؟ يه همچين چيزي چطور ممکنه؟
شوهره روزاي ماه عسل رو بياد مياره و ميگه: بعد از ازدواج براي ماه عسل به شميلا رفتيم،اونجا ...
براي اسب سواري هر دو،دو تا اسب مختلف انتخاب کرديم.اسبي که من انتخاب کرده بودم خيلي خوب بود ولي اسب همسرم به نظر يه کم سرکش بود.سر راهمون اون اسب ناگهان پريد و همسرم رو زين انداخت .
همسرم خودشو جمع و جور کرد و به پشت اسب زد و گفت :"اين بار اولته"
دوباره سوار اسب شد و به راه افتاد.بعد يه مدتي دوباره همون اتفاق افتاد اين بار همسرم نگاهي با آرامش به اسب انداخت و گفت:"اين دومين بارت"
بعد بازم راه افتاديم .وقتي که اسب براي سومين بار همسرم رو انداخت خيلي با آرامش تفنگشو از کيف برداشت و با آرامش شليک کرد و اونو کشت.
سر همسرم داد کشيدم و گفتم :"چيکار کردي رواني؟ حيوان بيچاره رو کشتي!ديونه شدي؟"

همسرم با خونسردي يه نگاهي به من کرد و گفت: "اين بار اولت بود "!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/11/16ساعت 0:17  توسط داش علی   | 

نحوه استفاده از کارتهای عابر بانک توسط آقایان و خانمهای عزیز

آقایون چطور از عابر بانک پول می گیرند ؟

۱- با ماشین میرن سراغ بانک، پارک میکنن، میرن دم دستگاه عابر بانک

۲- کارت رو داخل دستگاه میذارن

۳- کد رمز رو میزنن و مبلغ درخواستی رو وارد میکنن
 
۴- پول و کارت رو میگیرن و میرن
 
 

خانمها چطور از عابر بانک پول می گیرند ؟

۱- با ماشین میرن دم بانک

۲- توی آینه آرایششون رو چک میکنن

۳- به خودشون عطر میزنن

۴-  موهاشون رو چک میکنن

۵- توی پارک کردن ماشین مشکل پیدا میکنن

۶- توی پارک کردن ماشین خیلی مشکل پیدا میکنن

۷- بلاخره ماشین رو پارک میکنن و میرن دم دستگاه عابر بانک

۸- توی کیفشون دنبال کارتشون میگردن

۹- کارت رو داخل دستگاه میذارن، کارت توسط ماشین پذیرفته نمیشه

۱۰- کارت تلفن رو میندازن توی کیفشون

۱۱- دنبال کارت عابر بانکشون میگردن

۱۲- کارت رو وارد دستگاه میکنن

۱۳- توی کیفشون دنبال تیکه کاغذی که کد رمز رو روش یادداشت کردن میگردن

۱۴- کد رمز رو وارد میکنن

۱۵- دو دقیقه قسمت راهنمای دستگاه رو میخونن

۱۶- کنسل میکنن

۱۷- دوباره کد رمز رو میزنن

۱۸- کنسل میکنن
 
۱۹- به همسرشون زنگ میزنن که طریقة وارد کردن کد صحیح رو براشون بگه
 
۲۰- مبلغ درخواستی رو میزنن
 
۲۱- دستگاه ارور میده
 
۲۲- مبلغ بیشتری رو درخواست میکنن

۲۳- دستگاه ارور میده

۲۴- بیشترین مبلغ ممکن رو درخواست میکنن

۲۵- انگشتاشون رو برای شانس روی هم میذارن

۲۶- پول رو میگیرن

۲۷- برمیگردن به ماشین

۲۸- آرایششون رو توی آینه چک میکنن

۲۹- توی کیفشون دنبال سویچ ماشین میگردن

۳۰- استارت میزنن

۳۱- پنجاه متر میرن جلو

۳۲- ماشین رو نگه میدارن

۳۳- دوباره برمیگردن جلوی بانک

۳۴- از ماشین پیاده میشن

۳۵- کارتشون رو از توی دستگاه عابر بانک برمیدارن

۳۶- سوار ماشین میشن

۳۷- کارت رو پرت میکنن روی صندلی کنار راننده

۳۸- آرایششون رو توی آینه چک میکنن

۳۹-  نگاهی به موهاشون میندازن

۴۰- راه میفتن و میندازن توی خیابون اشتباه

۴۱- برمیگردن

۴۲- میندازن توی خیابون درست

۴۳- پنج کیلومتر میرن جلو

۴۴- ترمز دستی رو آزاد میکنن (میگم چرا انقدر یواش میره ها!)

۴۵- به حرکت ادامه میدن  
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/11/05ساعت 0:12  توسط داش علی   | 

3 زن

سه زن انگلیسی ، فرانسوی و لر با هم قرار میذارن که اعتصاب کنن و دیگه
توی خونه کار نکنن و بعد از یک هفته نتیجه کار رو به همدیگه بگن
زن فرانسوی گفت:
به شوهرم گفتم که من دیگه خسته شدم بنابراین نه نظافت منزل، نه آشپزی، نه
اتو و خلاصه از اینجور کارا دیگه بریدم. خودت یه فکری بکن من که دیگه
نیستم یعنی بریدم.
روز بعد خبری نشد،
روز بعدش هم همینطور
روز سوم اوضاع عوض شد،
شوهرم صبحانه را درست کرده بود و آورد تو رختخواب.
من هم هنوز خواب بودم وقتی بیدار شدم رفته بود.

زن انگلیسی گفت:
من هم مثل فرانسوی همونا رو گفتم و رفتم کنار.
روز اول و دوم خبری نشد
ولی روز سوم دیدم شوهرم لیست خرید رو کاملا تهیه کرده بود، خونه رو تمیز
کرد و گفت کاری نداری عزیزم و بعدشم منو بوسید و رفت.

زن لره گفت:
من هم عین شما همونا رو به شوهرم گفتم.
روز اول چیزی ندیدم
روز دوم چیزی ندیدم
روز سوم چیزی ندیدم
شکر خدا روز چهارم
یه کمی تونستم با چشم چپم ببینم !!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/10/07ساعت 23:20  توسط داش علی   | 

پروانه

 

دو تا پيرمرد با هم قدم مي زدن و 20 قدم جلوتر همسرهاشون کنار هم به آرومي در حال قدم زدن بودن.

پيرمرد اول: «من و زنم ديروز به يه رستوران رفتيم که هم خيلي شيک و تر تميز و با کلاس بود، هم کيفيت غذاش خيلي خوب بود و هم قيمت غذاش مناسب بود

پيرمرد دوم: «اِ... چه جالب. پس لازم شد ما هم يه شب بريم اونجا... اسم رستوران چي بود؟»

پيرمرد اول کلي فکر کرد و به خودش فشار آورد، اما چيزي يادش نيومد. بعد پرسيد: «ببين، يه حشره اي هست، پرهاي بزرگ و خوشگلي داره، خشکش مي کنن تو خونه به عنوان تابلو نگه مي دارن، اسمش چيه؟»

پيرمرد دوم: «پروانه؟»

پيرمرد اول: «آره!» بعد با فرياد رو به پيرزنها: «پروانه! پروانه! اون رستوراني که ديروز رفتيم اسمش چي بود؟!!!»

+ نوشته شده در  شنبه 1390/09/12ساعت 21:36  توسط داش علی   | 

درس جهت ازدواج و تشکیل زندگی برای خانومهای محترمه

یک دانشجوی عاشق سینه چاک دختر همکلاسیش بود. بالاخره یک روزی به خودش جرات داد و به دختر راز دلش رو گفت و از دختره خواستگاری کرد اما دختر خانوم عصبانی شد و درخواست پسر رو رد کرد. بعدم پسر رو تهدید کرد که اگر دوباره براش مزاحمت ایجاد کنه ، به حراست میگه. روزها ازپی هم گذشت و دختره واسه امتحان از پسر داستان ما یک جزوه قرض گرفت و داخلش نوشت " من هم تو رو دوست دارم، من رو ببخش اگر اون روز رنجوندمت  " اگر منو بخشیدی بیا و باهام صحبت کن و دیگه ترکم نکن. ولی پسر دانشجو هیچوقت دیگه باهاش حرف نزد. چهار سال آزگار کذشت و هر دو فارغ التحصیل شدند. اما پسر دیگه طرف دختره نرفت.!! نتیجه اخلاقی این ماجرا. پسرهای گرامی دانشجو هیچوقت لای کتاب ها و جزوه هاشون رو باز نمیکنند.!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/09/07ساعت 23:54  توسط داش علی   | 

داستان جیگر !!!

اولین باری که برای بچه ها خوراک جگر درست کردم هیچ وقت یادم نمی ره.
غذا رو کشیدم و بچه ها و شوهرم را برای خوردن شام صدا زدم. پسر کوچکم غذا را بوکرد و اخمهایش رفت توی هم..

دخترم هم با غذایش بازی بازی می کرد ولی حاضر نبود لب بزنه.

به بچه ها گفتم "ممکنه بوی خوبی نده اما خیلی خوشمزه است ، یه کوچولو امتحان کنید...اصلا میدونید اسم این غذا چیه ؟ یه راهنمایی می کنم بهتون...باباتون گاهی منو به همین اسم صدا می زنه."

ناگهان چشمهای دخترم گشاد شد . به برادرش سقلمه زد و گفت:
"نخور! نخور! تاپاله است!"


+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/08/02ساعت 22:7  توسط داش علی   | 

اصولا ما ایرانیها ، خاک تو سر آمریکائیها!!!

سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند.
یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم.همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه نفری ر...
فتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد.
آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است.بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند.
وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند. یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.
سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط، لطفا!!!!!!
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/08/02ساعت 20:41  توسط داش علی   | 

جک

یکی لکنت زبان داشته ،
زنگ میزنه اورژانس که بیاد جنازه همسیاشونو که مرده ببره ،...
میگه ،اااالو اااوورجانس ،این ههههمسایمون ممممرده یه آمبولانس بفرستین ،طرف میگه آدرستون؟! ،
یارو تا میاد آدرسو بگه زبونش بند میاد میگه ظظظظظ،طرف میگه ظفر منظورته ،
میگه ننننننننه،طرف فکر میکنه سرکاره قطع میکنه ،
 
۲هفته بعد همین اتفاق میوفته بازم طرف میگه آدرستون،
باز زبونه یارو بند میاد میگه ظظظظ،
طرف میگه ظفر،میگه ننننه ...، باز مامور اورژانس فکر میکنه سرکاره قطع میکنه
 
۳ ماه رد میشه،باز طرف زنگ میزنه میگه اااااووووورژانس،
این هههمسایمون ممممرده محلللمون بوی گه گگگرفته یه آمبولانس بببفرستین ،
طرف میگه آدرستون؟!
باز زبونه یارو بند میاد میگه ظظظظ، از اونور میگن آقا منظورت ظفر، طرف میگه آآآآآره بببیناموس کککشوندم آوردمش ظفرببببیا بببرش!
+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/07/26ساعت 20:28  توسط داش علی   | 

درس زندگی برای آقایون عزیز

یک شب که یک آقای محترمی و همسرمحترمشون توی رختواب مشغول ناز و نوازش بودند.    

در حالی که احتمال وقوع حوادثی هر لحظه بیشتر و بیشتر می‌شد یکدفعه خانم برگشت و به آقا گفت: "من حوصله‌اش رو ندارم فقط می‌خوام که بغلم کنی."  

چی؟ یعنی چه؟  

و اون جوابی رو که هر مردی رو به در و دیوار می‌کوبونه را داد:  

تو اصلاً به احساسات من به عنوان یک زن توجه نداری و فقط به فکر رابطه‌ی فیزیکی ما هستی!  

و بعد در پاسخ به چشم‌های آقا که از حدقه داشت در می‌اومد اضافه کرد:  

تو چرا نمی‌تونی من رو بخاطر خودم دوست داشته باشی نه برای چیزی که توی رختواب بین من و تو اتفاق می‌افته؟  

خوب واضح و مبرهن بود که اون شب دیگه هیچ حادثه‌ای رخ نمی‌ده.    

برای همین آقا هم بدون هبچ پاسخی با افسردگی خوابید.  

فردای اون شب آقا ترجیح داد که مرخصی بگیره و یک کمی وقت رو با همسر محترمشون بگذرونه.  

برای همین با هم رفتند بیرون و توی یک رستوران شیک ناهار خوردند . بعدش رفتند توی یک بوتیک بزرگ و مشغول خرید شدند .

همسر محترمه چندین دست لباس گرون قیمت رو امتحان کرد و چون نمی‌تونست تصمیم بگیره آقا بهشون گفت که بهتره همه رو برداره . 

بعدش برای اینکه ست تکمیل بشه توی قسمت کفش‌ها برای هر دست لباس یک جفت هم کفش انتخاب کردند . 

و در نهایت هم توی قسمت جواهرات یک جفت گوشواره‌ای الماس. 

وااای خدای من چه شود حضورتون عرض کنم همسر محترم این آقای گرامی داشت از خوشحالی ، ذوق مرگ می‌شد . 

حتی فکر کنم سعی کرد آقا رو هم امتحان کنه چون با وجود اینکه حتی یک بار هم راکت تنیس رو دستش نگرفته ‌بود از آقا خواست براش یک مچ‌بند تنیس نیز بخرد . 

نمی‌تونست باور کنه وقتی در جواب درخواستش اون آقای محترم گفت: "برشدار عزیزم."  

در اوج لذت از تمام این خرید‌ها دست آخر خانوم محترمه برگشت و به آقاشون گفت: "عزیزم فکر کنم همین‌ها خوبه . بیا بریم حساب کنیم."  

آقا در این لحظه بود که گفت : "نه عزیزم من حالش و ندارم."  

همسر محترمه با چشمای بیرون زده و فک افتاده گفت:"چی؟"  

عزیزم من می‌خوام که تو فقط کمی این چیزا رو بغل کنی.   

تو به وضعیت اقتصادیه من به عنوان یک مرد هیچ توجهی نداری و فقط همین که من برات چیزی بخرم برات مهمه."  

و موقعی که آقا توی چشمای همسرشون مطالعه میکردند که همین الاناست که بیاد و ایشون را بکشه اضافه کردند:  

"چرا نمی‌تونی من و بخاطر خودم دوست داشته‌باشی نه بخاطر چیزایی که برات می‌خرم؟"  

خوب امشب هم توی اتاق‌خواب هیچ اتفاقی نیافتاد فقط دله آقا خنک شده بود از اینگه به همسرشون فهمونده بود که "هرچی عوض داره گله نداره."

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/07/17ساعت 23:13  توسط داش علی   | 

جغرافياي خانمها و آقايون

 
 
جغرافياى خانم ها :

خانم ها در سن ۱۸ تا ۲۱ سالگى ، مانند آفريقا يا استراليا هستند :
نيمه كشف شده ، وحشى ، با زيبايى هاى افسون كننده طبيعى

در سن 21 تا ۳۰ سالگى، مثل امريكا يا ژاپن هستند:
كاملا كشف شده، بسيار توسعه يافته، آماده براى معامله، مخصوصا معامله با پول نقد يا اتومبيل .

در سن 30 تا ۳۵ سالگى، مانند هند يا اسپانيا هستند:
بسيار داغ، آسوده خاطر و آرام، و آگاه به زيبايى هاى خود.

بين سن 35 تا ۴۰ سالگى، مانند فرانسه يا آرژانتين هستند:
بدين معنا كه اگر چه ممكن است در جريان جنگ نيمه ويران شده باشند، اما هنوز جاهاى بسيارى براى تماشا دارند .

در سن 40 تا ۵۰ سالگى، مثل يوگسلاوى يا عراق هستند:
جنگ را باخته اند. هنوز گرفتار اشتباهات پيشين اند. و به باز سازى كامل نياز دارند .

بين 50 تا ۶۰ سالگى، مانند روسيه يا كانادا هستند:
بسيار پهناور، آرام و مرز ها بدون مرزبان، اما سرماى زياد، خلايق را از آنان مي رماند.

در سن 60 تا ۷۰ سالگى، مانند انگلستان يا مغولستان اند:
با يك گذشته ى درخشان و بدون آينده .

بعد از ۷۰ سالگى، شبيه آلبانى يا افغانستان اند:
همگان ميدانند كه در كجايند، اما هيچكس به سراغ شان
نمى رود.
 
 
جغرافياى آقایان :

از 18 تا 50 سال مثل ايران :
راهنما و حلال مشکلات دنيا ولي در كار خود مانده .

بعد از 50 سالگى، شبيه عربستان هستند:
همگان فقط به خاطر مال و ثروت به آنها احترام مي گذارند .
+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/07/12ساعت 20:35  توسط داش علی   | 

حسنی 1390

حسني نگو جوون بگو
علاف و چش چرون بگو
موي ژولي ،ابرو کوتاه ، زبون دراز ، واهو واهو واه
نه سيما جون ، نه رعنا جون
نه نازي و پريسا جون
هيچ کس باهاش رفيق نبود
تنها توي کافي شاپ
نگاه مي کرد به بشقاب !
باباش مي گفت : حسني مي ري به سربازي ؟
نه نميرم ، نه نميرم
به دخترا دل ميبازي ؟!
نه نميدم  ، نه نميدم
گل پري جون با زانتيا
ويبره ميرفت تو کوچه ها
گليه چرا ويبره ميري ؟
دارم ميرم به سلموني
که شب برم به مهموني
گلي خانوم نازنين
با زانتياي نقطه چين
يه کمي به من سواري ميدي ؟!
نه که نميدم
چرا نميدي ؟
واسه اينکه من قشنگم ، درس خونم و زرنگم
اما تو چي ؟
نه کار داري ؟ نه مال داري ؟ فقط هزار خيال داري
موي ژولي ،ابرو کوتاه ، زبون دراز ، واهو واهو واه
در واشد و پريچه
با ناز اومد تو کوچه
پري کوچولو ، تپل مپولو ، مياي با من بريم بيرون ؟
مامان پري ،از اون بالا
نگاه مي کرد تو کوچه را
داد زد و گفت : اوي ! بي حيا
برو خونه تون تو را بخدا
دختر ريزه ميزه
حسابي فرز و تيزه
اما تو چي ؟
نه کار داري ؟ نه مال داري ؟ فقط هزار خيال داري
موي ژولي ،ابرو کوتاه ، زبون دراز ، واهو واهو واه
نازي اومد از استخر؟
تو پوپکي يا نازي ؟
من نازي جوانم
مياي بريم کافي شاپ؟
نه جانم
چرا نمي آي ؟
واسه اينکه من صبح تا غروب ، پايين ،بالا ، شمال ،جنوب ،دنبال يک شوهر خوب
اما تو چي ؟
نه کار داري ؟ نه مال داري ؟ فقط هزار خيال داري
موي ژولي ،ابرو کوتاه ، زبون دراز ، واهو واهو واه
حسني يهو مثه جت
رسيد به يک کافي نت
آن شد و رفت تو چت رووم
گپيد با صد تا خانووم!
هيشکي نگفت کي هستي ؟
چي کاره اي چي هستي ؟
تو دنياي مجازي
علافي کرد و بازي
خوشحال و شادمونه
رفت و رسيد به خونه
باباش که گفت: حسني برات زن بگيرم ؟
آره مي خوام ، آره ميخوام
چهار تا شرعا بگيرم ؟
آره مي خوام ، آره ميخوام
حسني اومد موهاشو
يه خورده ابروهاشو
درست و راست و ريس کرد
رفت و تو کوچه فيس کرد
يه زن گرفت و شاد شد
زي زي شد و دوماد شد
+ نوشته شده در  جمعه 1390/06/18ساعت 12:26  توسط داش علی   | 

چگونه يك زن و مرد را خوشحال كنيم ؟

براي خوشحال كردن يك زن ، يك مرد فقط نياز دارد كه اين موارد باشد :

1. يك دوست
2. يك همدم
3. يك عاشق
4. يك برادر
5. يك پدر
6. يك استاد
7. يك سرآشپز
8. يك الكتريسين
9. يك نجار
10. يك لوله كش
11. يك مكانيك
13. يك متخصص چيدمان داخلي منزل
15. يك متخصص مد
16. يك روانشناس
17. يك دافع آفات
18. يك روانپزشك
19. يك شفا دهنده
20. يك شنونده خوب
21. يك سازمان دهنده
22. يك پدر خوب
23. خيلي تميز
24. دلسوز
25. ورزشكار
26. گرم
27. مواظب
28. شجاع
29. باهوش
30. بانمك
31. خلاق
32. مهربان
33. قوي
34. فهميده
35. بردبار
36. محتاط
37. بلند همت
38. با استعداد
39. پر جرأت
40. مصمم
41. صادق
42. قابل اعتماد
43. پر حرارت بدون فراموش كردن 
44. تعريف كردن مرتب از او
45. عشق ورزيدن به خريد
46. درستكار بودن
47. بسيار پولدار بودن
48. تنش ايجاد نكردن براي او
49. نگاه نكردن به بقيه دختران و در همان حال، شما بايد
50. توجه زيادي به او بكنيد، و انتظار كمتري براي خود داشته باشيد
51. زمان زيادي به او بدهيد، مخصوصاً زمان براي خودش
52. اجازه رفتن به مكانهاي زيادي را به او بدهيد، هيچگاه نگران نباشيد او كجا ميرود.

بسيار مهم است :

53. هيچگاه فراموش نكنيد :

* سالروز تولد
* سالروز ازدواج
* قرارهايي كه او مي گذارد


چگونه يك مرد را خوشحال كنيم ؟
1. فقط تنهاش بذاريد

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/06/08ساعت 13:40  توسط داش علی   | 

موفقیت در هر سنی چه معنی میده؟

در ٤ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... کثیف نکردن شلوار

در ٦ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پیدا کردن راه خانه از مدرسه


در ١٢ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... داشتنِ دوست


در ١٨ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... گرفتن گواهى نامه رانندگى


در ٢٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... برقرارى رابطه


در ٣٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن


در ٤٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن


در ٥٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن


در ٦٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... برقرارى رابطه


در ٦٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... تمدید گواهى نامه رانندگى


در ٧٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... داشتنِ دوست


در ٧٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پیدا کردن راه خانه


در ٨٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... کثیف نکردن شلوار

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/04/02ساعت 13:1  توسط داش علی   | 

خواستگاری خر

 خری آمد به سوی مادر خویش
 بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش
 برو امشب برایم خواستگاری
 اگر تو بچه ات را دوست داری

 خر مادر بگفتا ای پسر جان
 تو را من دوست دارم بهتر از جان
 ز بین این همه خرهای خوشگل
 یکی را کن نشان چون نیست مشکل

 خرک از شادمانی جفتکی زد
 کمی عرعر نمود و پشتکی زد
 بگفت مادر به قربان نگاهت
 به قربان دو چشمان سیاهت

 خر همسایه را عاشق شدم من
 به زیبایی نباشد مثل او زن
 بگفت مادر برو پالان به تن کن
 برو اکنون بزرگان را خبر کن

 به آداب و رسومات زمانه
 شدند داخل به رسم عاقلانه
 دو تا پالان خریدند پای عقدش
 یه افسار طلا با پول نقدش

 خریداری نمودند یک طویله
 همانطوری که رسم است در قبیله
 خر عاقد کتاب خود گشایید
 وصال عقد ایشان را نمایید

 دوشیزه خر خانم آیا رضایی
 به عقد ایشان در نمایید
 یکی از حاضرین گفتا به خنده
 عروس خانم به گل چیدن برفته

 برای بار سوم خر بپرسید
 که خر خانم سرش یکباره جنبید
 خران عرعر کنان شادی نمودند
 به یونجه کام خود شیرین نمودند

 به امید خوشی و شادمانی         برای این دو خر در زندگانی

+ نوشته شده در  شنبه 1390/03/28ساعت 18:15  توسط داش علی   | 

چگونه می فهمیم که در سال 2010 هستیم:


۱-یهو نگاه میکنی می بینی خانوادت که 3 نفر بیشتر نیستن 5 خط موبایل دارن.

۲-واسه همکارت ایمیل میفرستی،در حالیکه میز بغل دستی تو نشسته.

۳-رابطت با اقوام و دوستانی که ایمیل ندارن کمتر و کمتر میشه تا به حد صفر برسه.

۴-ماشینت رو جلوی در خونه پارک میکنی بعدش با موبایلت زنگ میزنی خونه که بیان کمک تا چیزایی رو که خریدی ببرن داخل خونه

۵-هر آگهی تلویزیونی یه آدرس اینترنتی هم داره

۶-وقتی خونه رو بدون موبایلت ترک میکنی،استرس همه وجودت رو میگیره و با سرعت برمیگردی که موبایلت رو برداری، بدون توجه به اینکه 20-30 سال از عمرت رو بدون موبایل گذروندی

۸-صبحها قبل از خوردن صبحونه اولین کاری که میکنی سر زدن به اینترنت و چک کردن ایمیله

۹-الان در حالیکه این مطلب رو میخونی،سرت رو تکون میدی و لبخند میزنی

۱۰-اینقدر سرگرم خوندن این مطلب بودی که حتی متوجه نشدی این لیست شماره 7 نداره

۱۱-الان دوباره برگشتی بالا که چک کنی شماره 7 رو داشته یا نه

۱۲-و من مطمئنم که اگه دوباره برگردی بالاحتماً شماره 7 رو پیداش میکنی،بخاطر اینکه خوب بهش توجه نکردی

۱۳-دوباره برمیگردی بالا ولی شماره 7 رو پیدا نمیکنی،خوب من شوخی کردم ولی نشون میده که تو به خودت هم اعتماد نداری و هرچی بقیه میگن باور میکنی

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/06/22ساعت 11:29  توسط داش علی   | 

درس 37 - مراحل يك پروژه دانشگاهي در ايران !!!

مراحل چهارگانه آماده سازي  يك تحقيق يا پروژه دانشگاهي در ايران 
   
 1-     CTRL + A
 
 2-     CTRL + C
 
 3-     CTRL + V
 
 4-     CTRL + P
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/10/14ساعت 13:53  توسط داش علی   | 

چند سئوال كليدي خانومهاي محترمه به همراه جواب آن !!!

  1. چرا روان درمانی مردها کمتر از زنها طول میکشه؟ معمولا” باید در روان درمانی به دوران کودکی بازگشت و مردها همیشه در همون دوران به سر می برند.
  2. چرا مردها از زنهای خوشگل بیشتر از زنهای باهوش خوششون میاد؟چون قدرت چشمهاشون بیشتر از قدرت مغزشون .
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/29ساعت 10:49  توسط داش علی   | 

گپ عاشقانه یک زن و مرد مجنون عاشق !!!

زن: عزيزم... اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟

مرد: عزيزم! چرا اين سوالو مي پرسي؟ اين سوال منو نگران مي کنه!

زن: آيا دوباره ازدواج مي کني؟

مرد: البته که نه عزيزم!

زن: مگه دوست نداري متاهل باشي؟

مرد: معلومه که دوست دارم!

زن:پس چرا دوباره ازدواج نمي کني؟

مرد: خيلي خب! اگر تو اینطوری میخوای ازدواج مي کنم!

زن (با لحن رنجيده): پس ازدواج مي کني؟

مرد: بله!

زن (بعد از مدتي سکوت): آيا باهاش توي همين خونه زندگي مي کني؟

مرد: خب بله! فکر کنم همين کار رو بکنم!

زن (با ناراحتي): بهش اجازه ميدي لباسهاي منو بپوشه؟

مرد: اگه اينطور بخواد خب بله!

زن (با سردي): واقعا“؟ لابد عکسهاي منو هم مي کني و عکسهاي اونو به ديوار مي زني!

مرد: بله! اين کار به نظرم کار درستي مياد!

زن (در حالي که اين پا و اون پا مي کنه): پس اينطور... حتما“ بهش اجازه ميدي بجای من هر شب دست چپتو بغل کنه تا خوابش ببره !

مرد: البته که نه عزيزم!

زن: چراااااااااااااااااااااااا !!!

مرد: چون اون چپ دسته.!!!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/22ساعت 13:8  توسط داش علی   | 

درس 36 - تعریف نسبتهای فامیلی !!!

خاله :

معناي لغوي : خواهر مادر

معناي استعاره اي: هر زني كه با مادر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد .

نقش سمبليك : يك خانم مهربان و دوست داشتني كه خيلي شبيه مادر است و هميشه براي شما آبنبات و لباس مي خرد.

غذاي مورد علاقه : آش كشك.

ضرب المثلها : (خاله را ميخواهند براي درز و دوز و گرنه چه خاله چه يوز ) يا (خاله ام زائيده ، خاله زام هو كشيده ) يا ( وقت خوردن خاله خواهرزاده رو نمي شناسه ) یا ( اگه خاله ام ريش داشت ، آقا داييم بود ).

زير شاخه ها:

 شوهر خاله : يك مرد مهربان كه پيژامه مي پوشد و به ادبيات و شكار علاقه مند است.

دختر يا پسر خاله : همبازي دوران كودكي كه يا در بزرگسالي عاشقش مي شويد اما با يكي ديگه ازدواج مي كنيد يا باهاش ازدواج مي كنيد اما عاشق يكي ديگه هستيد . !!!

مشاغل كاذب : خاله زنك بازي ، خاله خانباجي .

چهره هاي معروف : خاله خرسه ، خاله سوسكه .

ترجيع بند: داشتن يك خاله ي مجرد در كودكي از جمله نعمات خداوندي است . !!!

 

عمه :

معناي استعاره اي : هر زني كه با پدر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد و یا بعبارت دیگر هر زني كه مادر چشم ديدنش را نداشته باشد . !!!

نقش سمبليك : به عهده گرفتن مسئوليت در موارد ذيل: ۱- جواب همه ي فحش هايي كه مي دهيد. مثال: عمتو گا........ ۲- جواب همه ي محبت هايي كه مي كنيد. مثال: به درد عمه ات مي خوره.......... ۳- توجيه كليه ي بيقوارگي ها و رفتارهاي نامتناسب و نا متعارف دخترخانم ها . مثال: به عمه ات رفتي. ۴- خيلي چيزهاي بدِ ديگه. از ذكر مثال معذوريم......

غذاي مورد علاقه : شله زرد ، سمنو .

ضرب المثل : ندارد ( تخفيف به دليل تعدد در نقش هاي سمبليك) .

زير شاخه ها:

شوهر عمه: يك مرد پولدار كه سيبيل قيطاني دارد و چندش آور است.

پسرعمه یا دختر عمه : همبازي دوران كودكي كه در بزرگسالي حالتان را به هم مي زنند.

مشاغل كاذب : Match-Making

چهره هاي معروف : عمه ليلا.

ترجيع بند: داشتن يك عمه كه در توصيفات فوق صدق نكند جزو خوش شانسي هاي زندگي است.


دائی :

معناي لغوي : برادر مادر . 

معناي استعاره اي : هر مردي كه با مادر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد و یا بعبارت بهتر هر مردي كه پتانسيل كتك خوردن توسط پدر را داشته باشد .

نقش سمبليك : يكي از معدود مرداني كه هر چند به سياست علاقه مند است اما حس گرمي به شما مي دهد ، هميشه حرفهايتان را مي فهمد و مي شود پيشش گريه كرد .

غذاي مورد علاقه : فسنجون.

ضرب المثل: ( عروس را كه مادرش تعريف كنه ، براي آقا داييش خوبه ) یا ( اگه خاله ام ريش داشت آقا داييم بود ).

زير شاخه ها:

 زن دايي : يك زن چاق و شاد كه خيلي كدبانو است و جلوي مادر قپي مي آيد .

 پسردايي یا دختردايي : همبازي دوران كودكي كه در بزرگسالي مثل يك همرزم ساپورتتان مي كنند.

چهره هاي معروف : علي دايي ، دايي جان ناپلئون .

ترجيع بند : همه چيز زير سر اين انگليساست لذا سعي كنيد حتما حداقل يك دايي داشته باشيد.


عمو :

معناي لغوي : برادر پدر

معناي استعاره اي: هر مردي كه با پدر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد .

نقش سمبليك : يكي از مرداني كه شما هميشه بايد بهش بوس بدهيد و بعد برويد كارتون ببينيد تا او با پدر حرفهاي جدي بزند . يكي از مرداني كه مادر به مناسبت آمدنش قرمه سبزي مي پزد و هميشه وقتي مي رود پدر ساكت شده ، به فكر فرو مي رود.

غذاي مورد علاقه : قرمه سبزي ، آبگوشت .

ضرب المثل : عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان بستند.

زير شاخه ها:

 زن عمو : يك زن كه زياد به شما توجه نمي كند و خودش را براي مادر مي گيرد .

 دخترعمو یا پسرعمو : همبازي دوران كودكي كه اگر تا هجده-بيست سالگي دوام آورده و باهاش ازدواج نكنيد خطر را از سر گذرانده ايد .

مشاغل كاذب : بازي در قصه هاي ايراني - اسلامي..

چهره هاي معروف : عمو زنجيرباف ، عمو يادگار ، عمو پورنگ .

ترجيع بند : داشتن يك عمو ي پولدار خيلي خوب است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/09/18ساعت 9:40  توسط داش علی   | 

خوش شانسي !!!

یک خانم و یک آقا که سوار قطاری به مقصدی خیلی دور شده بودند ، بعد از حرکت قطار متوجه شدند که در این کوپه درجه یک که تختخواب دار هم میباشد ، با هم تنها هستند و هیچ مسافر  دیگری وارد کوپه نخواهد شد . ساعتها سفر در سکوت محض گذشت و مرد مشغول مطالعه و زن مشغول بافتن بافتنی بود . شب که وقت خواب رسید خانم تخت طبقه بالا و آقا تخت طبقه پایین را اشغال کردند . اما مدتی نگذشته بود که خانم از طبقه بالا ، دولا شد و آقا را صدا زد و گفت :

ببخشید !  میشه یه لطفی در حق من بفرمایید؟

مرد: خواهش میکنم!

زن: من خیلی سردمه . میشه از مهماندار قطار برای من یک پتوی اضافی بگیرید؟

مرد:من یه پیشنهاد دارم.!؟

زن: چه پیشنهادی؟

مرد: فقط برای همین امشب ، تصور کنیم که زن و شوهر هستیم !!!!

زن ریزخندی کرد و با شیطنت گفت : چه اشکال داره ، موافقم !

مرد:قبول؟

زن: قبول !!!!

مرد: خب ، حالا مثل بچه آدم خودت پاشو ، برو از مهموندار پتو بگیر . من خوابم میآد . دیگه هم مزاحم من نشو...!!!

+ نوشته شده در  شنبه 1388/09/14ساعت 17:50  توسط داش علی   | 

درس 35 - سئولات عمومی در خصوص رفتار شناسی آقایان !!!

1- چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟ به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند .

2- چرا مردها همیشه خوشحالند؟ چون آدم های بي خيال فقط می خندند.

3- چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟ زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد ، مردها همان جا قرار دارند .

4- اگر یک مرد و یک زن با هم از یک ساختمان 10 طبقه به پایین بیفتند کدامیک زودتر به زمین میرسد؟ خانم، چرا که آقا راه را گم می کند.

5- شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟ شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیز برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد .

6- ورزش کنار دریای آقایون چیست؟ هر موقع خانمی را در میبینند شکم هایشان را تو می دهند .

7- به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟ با استعداد .

8- فرق بین نرخ اوراق بهادار با مغز مردها در چیست؟ نرخ اوراق بهادار رشد می کند .

9- خداوند متعال بعد از خلقت مرد ها چه گفت؟ من می تونم کارمو بهتر از این انجام بدم .!!

10- 2 دلیلی که مردها به مسائل کاری خود فکر نمی کنند؟ الف)فکري ندارند ب)کاری ندارند .

11- در آمریکا به یک مرد باهوش و با استعداد چه می گویند؟ توریست.

12- اگر آقایون هم باردار می شدند آنوقت چه می شد؟ خدمات پزشکی در مغازه های خواروبار فروشی هم ارائه می شد .

13- آیا شنیده اید که مردی مدال طلای المپیک را از آن خود ساخت؟ او بعدا آنرا برنز رنگ کرد .

14- یک وضعيت غير قابل كنترل چیست؟  144مرد در یک اتاق

15- برای درست کردن پاپ كُرن به چند مرد نیاز است؟  3تا، یک نفر ماهیتابه را بر روی گاز نگه میدارد و دو نفر دیگر گاز را تکان میدهند تا گرما به تمام سطح ماهیتابه برسد .

16- آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟ ''کثیف'' و '' کثیف اما قابل پوشیدن''

17- کاری که فقط از مردها بر می آید چیست؟ تنها یک مرد می تواند یک ماشین ارزان قیمت 2 ميليون توماني بخرد و یک سیستم صوتی 4 ميليون توماني بر روی آن نصب کند .

18- زمان با ارزش مردها در کنار همسرانشان چگونه می گذرد؟ ملافه را روی سرشان می کشند و می گویند ''تو خیلی نازی عزیزم''

19- یک خانم 35 ساله به بچه دار شدن فکر می کند ، یک مرد 35 ساله به چیزی فکر می کند؟ به قرار گذاشتن با بچه ها

20- شما به مردی که همه چیز دارد چه میدهید؟ یک جو عقل .

21- چرا عنکبوتهای سیاه ماده پس از جفت گیری ، جفت خود را می کشند؟ به این خاطر که میخواهند قبل از شروع خرخر جلوی آنرا بگیرند .

22- چرا مردان تنها در نیمی از زندگی خود با بحران مواجه هستند؟ زیرا آنها در تمام طول زندگی خود در دوران نوجوانی به سر می برند .

23- آینده نگری یک مرد چگونه مشخص می شود؟ پاسخ این سوال به دلایل فرهنگی سانسور شد .

24- رفتن به بار مجردها چه فرقی با رفتن به سیرک دارد؟ در سیرک كسي صحبت نمی کند.

25- چرا مردها به دنبال خانمهایی هستند که هیچ گاه قصد ازدواج با آنها را ندارند؟ به همان دلیلی که آدمها ماشینی را دنبال می کنند که هیچ گاه نمی توانند در آن رانندگی کنند .

26- شما با مرد مجردی که تصور می کند در صورت ازدواج با یک خانم بهترین هدیه خدا نصیب او شده چه می کنید؟ او را در اکواریوم میگذاریم تا دیگران از دیدنش لذت ببرند .

27- چرا آقایون مجرد جذب خانم های با هوش می شوند؟ دو چیز مخالف نسبت به هم کشش دارند.

28- شباهت آقایون با ماشین چمن زنی در چیست؟ هر دو خیلی سخت به کار می افتند ، در هنگام کار سر و صداي زياد ايجاد می کنند و حتی نیمی از وقت را هم نمی توانند به درستی کار کنند.

29- نازکترین کتاب دنیا چه نام دارد؟ چیزهایی که مردان در مورد زنان می دانند .

30- نظر شما راجع به مردها چیست؟ پاسخ به عهده خواننده ها ( بی ادب درست صحبت کن !!! )

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/09ساعت 9:17  توسط داش علی   | 

درس 34 - قابل توجه خانومها و آقايان مهندس عزيز !!!

چهار قانون طلايى مهندسين ساخت و طراحي !!!

1.    وظيفه اوليه يك مهندس طراح ساخت سيستمى است كه براى سازنده ، ساختن آن سخت وبراى تعميركار ، تعمير آن ناممكن باشد .

2.    در طراحى هر سيستم لااقل بايد يك قطعه از رده خارج ،‌2 قطعه دست نيافتنى و 3 قطعه هنوز در مرحله طراحى وجود داشته باشد .

3.       هيچ چيز نبايد طبق زمان بندى و بودجه كارفرما ساخته شود .

4.      هيچ عيبى در طراحى نبايد ديده شود ،‌ مگر در بازرسى نهايى محصول .

 

مهندسين در بيان ويژگيهاى دستگاههاى خود كلماتى ذكر مى كنند ، معنى اين كلمات عبارتند از :

Maintenance Free: چنانچه دستگاه خراب شد ، بايد آن را دور بياندازيد !

Energy Saving: ويژگى اى كه در حالت قطعى برق به آن مى رسيد!

Rugged or Robust: آن قدر سنگين كه نمى توان آن را بلند كرد!

Light Weight: كمى سبك تر از Rugged!

All New:‌هيچ قطعه اى را با نوع قديمى اش نمى توان عوض كرد!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/08ساعت 11:17  توسط داش علی   | 

درس 33 - تفاوت زنان و مردان !!!

آينده:

يـك زن تــا زمانيكه ازدواج نكرده نگران آينده است .

يك مرد تا زمانيـكـه ازدواج نـــكرده هــــرگز نگران آينده نخواهد بود .

موفقيت:
يــك مرد موفق كسي است كه بيشتر از آنچه هـمــسرش خرج ميكند درآمد داشته باشد .
يك زن موفق كسي است كه بتواند چنين مردي را پيدا كند!

ازدواج:
يك زن به اميد اينكه شوهرش تغيير كند با او ازدواج ميكند ، ولي تغيير نميكند .
يك مرد به اين اميد با همسرش ازدواج ميكند كه تغيير نكند ، ولي تغيير ميكند.!

بلوغ:
زنان بسيار  سريعتر  از مردان بالغ ميشوند. اغلب دختران 17 ساله ميتوانند مانند يك انسان بالغ رفتار كنند .
اغلب پسران 17 ساله هنوز در عالم كودكانه بسر برده و رفتارهاي ناپخته دارند. به همين دليل است كه اكثر دوستي هاي دوران دبيرستان به ندرت سرانجام پيدا ميكنند .

دست خط:
مردها زياد به دكوراسيون دست خطشان اهميت نميدهند. آنها از روش "خرچنگ قورباغه" استفاده ميكنند.
زنان از قلم هاي خوشبو و رنگارنگ استفاده كرده و به "ی" ها و "ن" ها قوس زيبايي ميدهند. خواندن متني كه توسط يك زن نوشته شده، رنجي شاهانه است.حتي وقتي مي خواهد تركتان كند، در انتهاي يادداشت يك شكلك ميكشد!!!

حمام:
يك مرد حداكثر 6 قلم جنس در حمام خود دارد - مسواك، خمير دندان، خمير اصلاح، خود تراش، يك قالب صابون و يك حوله
در حمام متعلق به يك زن معمولي بطور متوسط 437 قلم جنس وجود دارد. يك مرد قادر نخواهد بود اغلب اين اقلام را شناسايي كند!

خواروبار:
يك زن ليستي از جنسهاي مورد نيازش را تهيه نموده و براي خريدن آنها به فروشگاه ميرود .
يك مرد آنقدر صبر ميكند تا محتويات يخچال ته بكشد و سيب زميني ها جوانه بزنند! آنگاه بسراغ خريد ميرود. او هر چيزي را كه خوب بنظر برسد مي خرد .

بيرون رفتن:
وقتي مردي ميگويد كه براي بيرون رفتن حاضر است، يعني براي بيرون رفتن حاضر است .
وقتي زني ميگويد كه براي بيرون رفتن حاضر است، يعني 4 ساعت بعد وقتي آرايشش تمام شد، آماده خواهد بود .

گربه:
زنان عاشق گربه هستند .
مردان ميگويند گربه ها را دوست دارند ، اما در نبود زنان با لگد آنها را به بيرون پرتاب ميكنند!

آينه:
مردها فقط خودشان را در آينه چك ميكنند .
زنان بامزه اند، آنها تصوير خود را در هر سطح صيقلي بازديد ميكنند !! آينه، قاشق، پنجره هاي فروشگاه و...

تلفن:
مردان تلفن را به عنوان يك وسيله ارتباطي براي ارسال پيامهاي كوتاه و ضروري به ديگران در نظر ميگيرند .
يك زن و دوستش مي توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسيدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت ديگر با هم شروع به صحبت كنند

آدرس يابی:
وقتي يك زن در حال رانندگي احساس ميكند كه راه را گم كرده، كنار يك فروشگاه توقف كرده و از كسي كه وارد است آدرس صحيح را ميپرسد.
مردان اين را به نشانه ضعف ميدانند. آنها هرگز براي پرسيدن آدرس نمي ايستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان ميچرخند و چيزهايي شبيه اين ميگويند: "فكر كنم يه راه بهتر پيدا كردم،" و "ميدونم كه بايد همين نزديكي باشه، اون مغازه طلا فروشي رو ميشناسم"

پذيرش اشتباه:
زنان بعضي اوقات قبول ميكنند كه اشتباه كردند .
آخرين مردي كه اشتباهش را پذيرفته 25 قرن پيش از دنيا رفته است!

فرزند:
يك زن همه چيز را در مورد فرزندش مي داند: قرارهاي دكتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزديك و صميمي، قرارهاي رمانتيك، غذاهاي مورد علاقه، اسرار، آرزوها و روياها
يك مرد بطور سربسته و مبهم فقط ميداند برخي افراد كم سن و سال هم در خانه زندگي ميكنند .!!!!!

لباس شيك پوشيدن:
يك زن براي رفتن به خريد، آب دادن به گلهاي باغچه، بيرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستي لباس شيك مي پوشد .
يك مرد فقط هنگام رفتن به عروسي و يا مراسم ترحيم لباس رسمي برتن ميكند .

شستن لباسها:
زنان هر چند روز يك بار لباسهايشان را ميشويند.
مردها تك تك لباس هاي موجود در كمد ، حتي روپوش و اونيفرم جراحي هشت سال پيش خود را مي پوشند و هنگاميكه لباس تميزي باقي نماند، يك لباس كثيف بر تن نموده و كوه ايجاد شده از لباسهاي چرك خود را با آژانس به خشك شويي منتقل ميكنند .

عروسي:
هنگام ياد كردن از عروسي ها، زنان در مورد "مراسم جشن" صحبت ميكنند.
مردان درباره "ميهماني هاي دوران مجردي"

گل و گياه:
يك زن از شوهرش ميخواهد وقتي مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب ميدهد .!!!
زن پنج روز بعد به خانه اي پر از گلها و گياهان پژمرده برميگردد. كسي نميداند چرا اين اتفاق افتاده است .

سبيل:
بعضي از مردان مانند هركول پوآرو با سيبيل خوش تيپ ميشوند .
هيچ زني وجود ندارد كه با سبيل زيبا بنظر برسد.!

اسامي مستعار:
اگر سارا، نازنين، عسل و رويا با هم بيرون بروند، همديگر را سارا، نازنين، عسل و رويا صدا خواهند زند .
اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد با هم بيرون بروند، همديگر را: سیرابی، احمق، هویج، گلابی و... صداخواهند زد .

پرداخت صورتحساب ميز:
وقتي صورتحساب را مي آورند، با اينكه كلا 15هزار تومان شده، بابك، سامان، آرش و مهرداد هر كدام 10 هزار تومان روي ميز ميگذارند .
وقتي دختران صورتحساب را دريافت ميكنند، ماشين حسابهاي جيبي خود را بيرون مي آورند .

پول:
يك مرد 1000 تومان براي يك جنس 2000 توماني مورد نيازش مي پردازد .
يك زن 2000 تومان براي يك جنس 1000 توماني كه نيازي به آن ندارد مي پردازد .!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/09/04ساعت 16:46  توسط داش علی   | 

درس7 - 48 راه دیگر جهت حرص دادن و اذیت کردن دیگران...!!! (قسمت دوم )

  1. وقتی دو نفر تو اتاق هستند و خصوصی صحبت می کنن بی اجازه و بدون در زدن برید تو اتاق و تا موقعی که برای ادامه ی حرفشون از اتاق بیرون نیومدن شما هم نیاین (حتی اگر بهتون بگن برو بیرون) .  
  2. وقتی یکی از اعضای خونوادتون (جز مامان و بابا) با اشتیاق به تلوزیون نگاه می کنه مدام از جلوش رد بشید و بعضی وقت ها جلوش وایسید و به تلوزیون خیره بشید .
  3. اگر خواهر یا برادرتون به یک متکا یا بالشت (اونم متکای خودش)عادت داره شما قبل از اون بخوابید و اونو زیر سرتون بذارین و هر چقدر به شما گفت :بده به من شما محل ندین و دوباره بخوابید(انگار نه انگار که اون با شماست)
  4. اگر یکی از دوستاتون یا فامیلتون یا خواهر و برادرتون به وسایل شخصیش حساسه مثل:شونه سر شما مدام جلوی چشم اون از شونه استفاده کنین و موهایی که بهش چسبیده رو بر ندارید تا همونجور بمونه.
  5. اگر خواهرتون به تمیزی اتاق اهمیت میده شما هم بر عکس اون باشید مدام توی اتاق راه برید و همه چیزو خراب کنید و آشغال بریزید,همیشه جورابتون وسط اتاق باشه,به دیوار تکیه بدید و تابلو رو کج کنید , موقعی که روتختیشو مرتب کرده سریع برید بخوابید روش و کلی تکون بخرید تا کاملا" به هم بریزه و سریع بلند بشید و از اونجا برید!
  6. وقتی کسی منتظر زنگ یا اس ام اس به گوشیش هست بدون اونکه بفهمه گوشیشو خاموش کنید و اگر دوباره روشن کرد باز هم این کار رو تکرار کنید!
  7. وقتی پشت چراغ قرمز هستید با خیالی راحت بخوابید و به سبز شدن چراغ هم اهمیت ندید تا چراغ قرمز بعدی...
  8. اگر به آپارتمانی نزدیک شدید جلوی در همه ی زنگ هارو بزنید و از اون ها خونه ی کسی رو بخاید که اصلا"اونجا نیست و زندگی نمی کنه از همه بپرسید و بدون معذرت خواهی صحبتتون رو تموم کنید و بعد دوباره زنگ بزنید و بپرسید نمی دونید کدوم واحده؟!
  9. همیشه کنار گاز(موقعی که غذا رو گازه) ناخن های خودتونو بگیرید!
  10. از حیوونا و چیزای چندش جلوی کسایی که بدشون میاد زیاد صحبت کنید
  11. اگر سر ظهر به خونه رسیدید زنگ همسایه رو بزنید و از اونا بخاهید که درو براتون باز کنه نه خونه ی خودتونو
  12. برای کسی که می خواهید خاطره بنویسید با یک خودکار بد رنگ و کمرنک بنویسید و همش اشتباه بنویسید و روشو خط بزنید و غلط گیر هم نزنید تا همونجور کثیف بمونه...
  13. با حوله ی سر خواهر یا برادرتون سنگ های خونتونو دستمال بکشید
  14. لباس اتو یا اطو شده ی دیگرانو زیر دست و پا بندازین
  15. برای تولد دوستتون بد بو ترین عطر رو هدیه ببرید
  16. سر کلاس(مدرسه/دانشگاه) صدای گربه در بیارین
  17. وقتی می خواهید عطسه کنید حتما" با قدرت تمام باشه تا اطرافیاتون از جا بپرن!!!!!!!
  18. برای روز معلم سر کلاس تخم مرغ را بالای سر معلم به سقف بزنید تا بشکنه
  19. اگه کنار دستتون دوست یا کس دیگری خواب بود بیدارش کنید و ازش ساعت بپرسید
  20. اگه کسی پیش شما خواب بود روی زخمش نمک بپاشید یا جلوی راه نفسش فلفل بذارین بعد خودتون بخوابید
  21. برای تولد دوستتون کادویی ببرید که غیر قابل استفاده باشد .
  22. همیشه سر قرار ها دیر برسید
  23. وقتی کسی منتظر زنگ زدن شما به اونه تا بهش جواب بدید نزنگید تا وقتی که دیدینش جوابو بهش بگید
  24. اگر میبینید کسی شب گوشیشو زده به شارژ اونو از برق بکشید تا صبح شارژ نداشته باشه
  25. توی مهمونی ها غذا زیاد بکشید و آخرشو دست خورده توی بشقاب بذارید بمونه
  26. وقتی مطمئنید که تا چند وقت دیگه یکی از دوستانتون رو نمی بینید یکی از وسایل مورد نیازشو به عنوان اینکه ببینید ازش بگیرید و بهش پس ندهید(مثلا" یادتون رفته)
  27. توی شربت مهموناتون شکر بریزید تا از شیرینی نتونن بخورن
  28. توی جاهای شلوغ مثل : مدرسه ی دخترونه مقنعه ی بچه هارو بکشید
  29. اگر دوستتون وسیله ای لازم داره و قراره شما براش ببرید هر دفعه بهونه بیارید و بگویید نشد یا یادم رفت
  30. وسط صحبت کسی که با شما صحبت می کنه با بی اعتنایی محل رو ترک کنید
  31. توی جاهای عمومی با موبایل با تن صدای بالا حرف بزنید
  32. توی کفش دوستتون ؟آدامس جوییده شده بذارید
  33. اگر خیاط هستید برای کسی که لباس می دوزید گشاد و بلند و بزرگ باشه تا چند دفعه بره و بیاد
  34. اگر کسی از شما تقویم خواست تقویم چند سال پیش رو بهش بدین
  35. زمانی که زنگ خور گوشیتون زیاده برید پیش کسی که خوابه و صدای زنگ موبایلتونو بلند کنید
  36. وقتی برادرتون خوابه شما برید کنارش و با صدای بلند و بد خودتون آواز بخونید
  37. هر وقت از دست به آب اومدید بیرون دمپایی هارو خیس کنید و همونجور بذازید بمونه
  38. اگر بعد چند سال به خونه ی یکی از دوستاتون رفتید یه دسته گل پژمرده ببرید که پر اکلیل باشه و تکونش بدین تا اکلیلاش بریزه رو زمین
  39. اگر کسی به شما زنگ زد و صداش نیومد بدون هیچ ترسی هر فحشی که بلدید بهش بگید
  40. اگر قرار بود شما به کسی زنگ بزنید به اون بزنگیدو انگار صدای اون نمی یاد چند بار اینکارو بکنید تا اون مجبور بشه زنگ بزنه و برای شما پول نندازه
  41. هیچ وقت پول خورد همراهتون نباشه و جاهایی مثل مغازه اسکناس 5 هزار تومانی بدید تا 4800 به شما برگردونه
  42. موقع خاموش کردن تلوزیون صداشو تا ته زیاد کنین تا نفر بعدی که روشن می کنه برق از سه فازش بپره
  43. وقتی توی مهمونی ظرف شسته می شه شما بگید منم میام بشورم و موقعی برید که ظرفی نمونده باشه
  44. توی تابستون لباس کاموا بپوشید تا توی اتوبوس یا مترو دیگران بیهوش بشن
  45. اگر کسی توی اتاق خوابه وقتی از اتاق بیرون اومدید درو محکم بکوبید و بعد بگید باد زد!!!!!
  46. از رشته ی کسی که با اون حرف میزنید بد بگید و احساس نفرت نشون بدین
  47. هر جا آینه دیدین محکم دست کثیف خودتونو روی اون از اینور به اونور حرکت بدین
  48. با چسب نواری/شیشه ای روی دیوار اتاق دوستتون کاغذی بچسبونید تا وقتی میخواد بکنه رنگ دیوار هم کنده بشه .
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/02ساعت 9:55  توسط داش علی   | 

درس 6 - پنجاه راه براي بازي کردن با اعصاب ديگران!!! ( قسمت اول )

  1. روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن! ?اين روش براي افرادي كه غير از ساديسم ، رگه هايي از مازوخيسم هم دارن پيشنهاد ميشه!
  2. سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند .
  3. وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين .
  4. وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين .
  5. کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد .
  6. همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين .
  7. جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين .
  8. روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين .
  9. وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين .
  10. از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه .
  11. در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کنين  .
  12. به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين.
  13. وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترک کنين .
  14. وقتي با بچه ها بازي فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين .
  15. موقع ناهارتوي يک جمع جزئيات تهوع و گلاب به روتون استفراغي که چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف کنين .
  16. ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به کار ببرين .
  17. بوتيک چي رو وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب نيست و سريع خارج بشين .
  18. شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين .
  19. اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف کنين .
  20. وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش کلاه رفته.
  21. صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين.
  22. روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب کنين .
  23. وقتي دوستتون رو بعد ازيه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده .
  24. وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود .
  25. چاقي و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري کنين .
  26. بادکنک بچه ها رو بترکونين .
  27. مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بهش بخندين .
  28. وقتي دوستتون موهاي سرش رو کوتاه ميکنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد .
  29. بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين .
  30. کليد آپارتمان طبقه سيزدهم تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ?اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره .
  31. ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين .
  32. توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين .
  33. هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ?توي دستكش دوستتون بهتره .
  34. حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين .
  35. نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين .
  36. دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين .
  37. عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين .
  38. پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه ُ دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل ٍ÷ً درجه در جهات مختلف بچرخونين .
  39. با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين .
  40. شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين .
  41. موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين .
  42. توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين .
  43. شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين .
  44. توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين .
  45. توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين .
  46. جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين .
  47. يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين .
  48. توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه .
  49. چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين .
  50. ورقهاي جزوه ء دوستتون را كه ازش گرفتين زيراكس كنين ٬ قاطي پاتي بذارين ، يا بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين . 

                                حالااسمتان را "سربلند" بزاريد و راه بيفتين

+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/30ساعت 9:54  توسط داش علی   |